توهّمات ناشى از تقسيم بندىهاى بىمورد در بارهء بروز مفاهيم و مسائل فلسفى بر حسب زمانها و اقاليم و غيره مىباشد . براى بر طرف كردن اين توهّم ، بحثى مختصر در بارهء تقسيمات فلسفه مطرح مىكنيم : شناخت اين حقيقت كه آيا طرز تفكَّرات اعصار و قرون گذشته براى مردم دورانهاى اخير مىتواند مطرح شود و آيا طرز تفكَّرات مغرب زمين براى متفكَّران و مردم مشرق زمين و بالعكس طرز تفكَّرات مشرق زمين براى متفكَّران و مردم مغرب زمين مىتواند مطرح و مفيد بوده باشد ،
سه نوع تقسيم را كه در فلسفهها و علوم انسانى رواج دارد ، متذكَّر مىشويم
:
نوع يكم - تقسيم زمانى ، در اين تقسيم فلسفه بر سه زمان تقسيم شده است : فلسفهء قديم ، قرون وسطى و جديد .
نوع دوم - تقسيم مكتبى - اين تقسيم به اعتبار اختلافات مكتبى صورت گرفته است : مانند فلسفهء مشّاء ، اشراق ، رواق ، ايده آليسم ، رئاليسم ، مسيحيّت ، اسلام ، حسّيّون و عقليّون و غير ذلك .
نوع سوم - تقسيم اقليمى - مانند فلسفهء هند ، يونان ، رم ، اسكندريّه و فلسفهء شرق و غرب كه امروزه اين تقسيم بسيار متداول است . [ اين مبحث را در بزرگداشت مرحوم علَّامه طباطبائى سخنرانى كردهام ]
نوع يكم تقسيم زمانى فلسفه
اين تقسيم به اعتبار مفهوم خود زمان كه عبارتست از امتداد ذهنى ناشى از ارتباط ذهن با حركت برون ذاتى يا درون ذاتى ، نيست ، يعنى تنوّع و اختلاف فلسفهها مستند به كشش خود زمان نيست ، بلكه مربوط به تنوّع موضع گيريهاى متفكَّران با جهانى كه با آن در ارتباطند مىباشد . اين موضع گيرى با دو خصوصيّت عمده مشخّص مىگردد .