تفسير عمومى خطبهء نود و يكم
اين خطبهء مباركه همانطور كه شارحان و مفسّران نهج البلاغه متوجّه شدهاند ، مطالبى فوق العاده عميق و عالى در الهيّات و حكمت متعاليه در بر دارد .
مقدارى از اصطلاحات در اين خطبه و خطبهء يكم و بعضى ديگر از خطبهها آمده است كه براى بعضى از اشخاص بىاطَّلاع از جريان هستى شناسى بطور عموم و از عظمت علمى و ملكوتى علىّ بن ابي طالب ( ع ) موجب ابهام شده است .
آنان گفتهاند : اين اصطلاحات و مفاهيم حكمى و فلسفى از زمان منصور دوانيقى و مأمون به اين طرف در كشورهاى اسلامى رائج گشته است ، لذا نسبت اين گونه خطبهها را به امير المؤمنين عليه السّلام مورد اشكال قرار دادهاند . براى دفع اين توهّم بايد گفت : اين اشخاص از وسعت شگفت انگيز لغت عربى غافلند و نمىدانند كه لغت عربى با وسعتى كه دارد مىتواند از عهدهء بيان هر گونه معانى و مفاهيم مربوط بالهيّات و هستى شناسى بر آيد . و امّا معانى و مفاهيم عاليهء الهيّات و هستى شناس براى علىّ بن ابي طالب ( ع ) به همان معنى امكان پذير بوده است كه آوردن حقائق و احكام جديد براى پيامبر اسلام از طرف خداوند متعال .
همچنين آيهء * ( وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ ) * بكدامين فرزندان آدم ( ع ) پس از پيامبر اعظم اسلام ( ص ) شايسته تر از علىّ بن ابي طالب بوده است ، اين اوّلا و ثانيا - اين گونه