نمىشود . از همين مطلب روشن مىشود كه براى اثبات تفاوت ميان بقاى ارواح معصومين و ارواح ديگر انسانها نمىتوان به آيهء شريفهء * ( وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ الله أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَلكِنْ لا تَشْعُرُونَ ) * ( و نگوئيد در بارهء كسانى كه در راه خدا كشته ميشوند ، آنان مردهاند ، بلكه آنان زندهاند ، ولى [ مردم كوته بين ] اين حقيقت را نمىفهمند ) استدلال نمود ، زيرا آيهء مباركه شامل همهء انسانهائى است كه در راه خدا كشته ميشوند . و امّا جملهء دوم از قسمت دوم روايت را مىتوان با اختصاص بدن مثالى بمعصومين عليهم السّلام پس از فرض پوسيده شدن بدنهاى جسمانى آن اولياء اللَّه تفسير نمود ( 1 ) . تحقيقات مربوط به بدن مثالى را مرحوم محقّق هاشمى خوئى با نظر به منابع حديثى در ج 6 - از ص 202 ببعد آورده است . و احتمال مىرود مقصود از « ليس بميّت » بقاء و دوام مكتب و حقائقى باشد كه پيامبر اكرم ( ص ) از جانب خداوندى براى هدايت و ارشاد مردم آورده است كه خود او و عترت معصومش رسالت و ابلاغ آن را به عهده گرفتهاند . 87 ، 88 - فلا تقولوا بما لا تعرفون ، فإنّ أكثر الحقّ فيما تنكرون ( پس آنچه را كه نمىدانيد نگوئيد ، زيرا اكثر حقّ در آنها است كه شما انكار مىكنيد ) . براى بررسى نتائج وخيم گفتار بدون علم به مجلَّد هفتم از همين تفسير مراجعه شود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٥
هامش
( 1 ) . بنا به نقل مرحوم هاشمى خوئى در ج 6 ص 203 ببعد از شرح نهج البلاغه : بدن مثالى را مجلسى در كتاب حقّ اليقين قبول كرده و محتملا آن را به مفيد عليه الرّحمه نسبت داده است و محمّد بن يعقوب كلينى در كتاب كافى از قاسم بن محمّد از حسين بن احمد از يونس بن ظبيان از امام صادق ( ع ) روايتى نقل مىكند كه قابل انطباق به بدن مثالى مىباشد . و همين روايت را مرحوم طبرسى در تفسير مجمع البيان از تهذيب الاحكام شيخ طوسى نقل نموده است . در كافى از ابو بصير از امام صادق ( ع ) .