را در نظر آنان ناچيز مىنمايد . تا آن گاه كه دمساز و همنشين خود را فريب داد گروگان خود را محكم با گره بست ، آراستههاى خود را انكار و آنچه را كه ناچيز جلوه داده بود ، بزرگ و از آنچه كه براى انسان امان تلقين كرده بود ، بر حذر مىدارد ) .
براى تقوى كه عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرايشها و اغواهاى شيطان مطرود ضرورت دارد
اين بار سوم است كه امير المؤمنين پيشواى متّقيان در اين خطبهء مباركه مردم را به تقوى توصيه مىفرمايد . و در هر بار انواعى از لوازم و خواصّ و شرائط تقوى را بيان مىفرمايد . اين انسان كامل در سر تا سر سخنانى كه در جهت آماده ساختن جامعهء انسانى براى تربيت و تعليم انسان كامل فرموده است ، بيش از همهء مطالب به تقوى اهمّيّت داده است . اين اهمّيّت دادن ، متقنترين و روشنترين دليل براى اصل الاصول بودن تقوى مىباشد . در چند جملهء فوق « صيانت ذات » را در برابر شيطان مطرح و توصيه مىنمايد كه اگر بخواهيد به اصل الاصول « صيانت ذات » كه تقوى است ، نائل گرديد ، حتما بايد از وعدههاى فريباى شيطان و ظاهر آرائىهاى آن خبيث مطرود درگاه الهى بر حذر باشيد . اين دشمن برونى مكَّار و آرايشگر حيال و غدّار با برقرار ساختن ارتباط آشكار يا مخفى با خود طبيعى آدمىزاد كه مديريت درون را به عهده مىگيرد ، به آسانترين وجه و با نزديكترين راهها و با كمترين وسيله مىتواند همهء درون و استعدادهاى فوق ارزش آن را چنان ويران كند كه حتّى يك لحظه براى نشستن فرشتهء روح در آن درون شايستگى نداشته باشد و با الفاظ زيبايش گوش آدميزاد را چنان بنوازد كه مجالى براى شنيدن سروش غيبى و زمزمههاى درونى روح نگذارد .
ساده لوح انسان بيخيال انسان كه در برابر دو دشمن بىامان و