مربوط به اين جزء از تقوى است .
جزء دوم - عبارتست از تحصيل صفات حميده و عاليهء انسانى مانند صدق و اخلاص و سبقت در خيرات و به اعتقاد قرار گرفتن تحت سلطه و نظارهء خداوندى و قرار دادن خود در جاذبهء كمال و صعود بر مقام من حقيقى كه اولين پلهء آن شناخت و بجا آوردن من و جز من است كه هر دو در مسير الى اللَّه قرار گرفتهاند . بدين ترتيب اصل بسيار با اهميتى كه از آيهء مورد بحث استفاده مىشود مركب است از دو جزء غير اختيارى ( 1 - خلقت از يك مرد و زن ، 2 - تنوع استعدادها و مختصات و نيروها ) و دو جزء اختيارى ( 1 - معارفه براى تنظيم حيات 2 - تقوى ) با نظر به اين اصل است كه ضعف و ناتوانىهاى غير اختيارى نه تنها آسيبى بر حيات فردى و اجتماعى نمىزند ، بلكه اصلا ضعف به معناى محدوديت و تعين خاص موجوديت يك انسان ، نقص ارزشى محسوب نمىگردد ، بلكه چنان كه در جزء چهارم اصل ملاحظه نموديم ، ملاك ارزش عبارتست از تقوى با هر گونه سرمايه اى كه از خداوند متعال به انسان داده شده است .
نوع سوم - روياروئى ضعيف و قوى در رقابتها است . مىدانيم كه رقابت در ميان اقويا با همديگر و ضعفا با همديگر و اقويا با ضعفاء بر سه قسم اساسى تقسيم مىگردد : قسم يكم - رقابت بدون تعرض به اين معنى كه هر يك از دو طرف رقابت بدون اين كه نظرى بر وضع و موقعيت ديگرى داشته باشد در تكاپوى تنظيم زندگى مطلوب خود افتاده و راه خود را انتخاب نموده و حركت مىكند ، يعنى ضعيف به راه خود مىرود و قوى به راه خود ، بدون اين كه در حركت خود وضع و موقعيت ديگرى را منظور نمايد و يا غلبه بر ديگرى را هدف قرار بدهد .
قسم دوم - رقابت مزاحم كه گاهى تا از بين بردن طرف پيش مىرود .
بايد گفت : همهء رقابتهائى كه در ميدان حيات طبيعى محض با خود -
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٤