تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
حال كه چنين است ، پس سخن سياستمداران حرفه اى را بپذيريم كه از ديدگاه يك مرد سياسى ، هيچ اصل و قانونى غير قابل تغيير نيست ، اگر چه ثابتترين آنها باشد ، مانند اين كه سياستمدار اين بديهىترين واقعيت كه « او موجود است » را چنين تشخيص بدهد كه منكر شود و بگويد : « من موجود نيستم » همچنين اگر براى تثبيت موقعيت خود بخواهد بديهىترين اصل رياضى را دگرگون كند و بگويد : 2 2 با اين كه هر يك از 2 ها بر پايهء واحد منظور شده است ، مساوى 007 - 1731 - مىباشد و با اين كه آفتاب در همين ساعت كه در محضر كاملا مبارك آقاى بيسمارك و ماكياولى نشسته‌ايم ، در بالاى سر ما است ، با نظر به معجزهء سياست حرفه اى اين آقايان نيمهء شب يلدا است اگر شما با اين حال راهى به درون جمجمهء اين بيماران داشته باشيد ، خواهيد ديد : اين بيماران روانى خود را صحيح و سالمترين انسانها از نظر روانى مىدانند ديگر اين كه خود را از مردم سخت طلبكار مىدانند كه روزها و شبها با تلاشهاى خستگى ناپذير همهء واقعيتها و حقائق آنان را به مسخره گرفته و بر تورم خود طبيعى خويش در مسند قدرت افزوده‌اند و مردم قدر و قيمت آنان را نمىدانند اگر بخواهيد ساعتى به تابلوئى بنگريد كه همهء قوانين انسان و جهان در آن تابلو به هم خورده مثلا از درخت آلبالو بجاى ميوهء آلبالو يك پلنگ پنج ساله روئيده كه مشغول مطالعهء فلسفهء هگل و مقايسهء آن با تصنيفهاى روز مىباشد و صدها از اين مناظر حتما به قيافهء بسيار آرام و از خود راضى و طلبكار سياستمداران معاويه اى و ماكياولى صفت بنگريد . البته يك شرط كوچك دارد و آن اينست كه خندهء بسيار نمكين آن قيافه شما را از مطالعهء آن تابلو باز ندارد . 4 - و لما وعظهم الله به أبلغ من لسانى ( البته پندى كه خدا به آنان داده است از زبان من بليغتر و رساتر است ) .