و تعهد ارزشى دارد اگر اين فرو رفتگان در كثافتهاى نفس حيوانى ، بيعت و تعهدى مىشناختند و براى آن ارزشى قائل بودند و احساس مسئوليت در بارهء آن مىكردند ، نخست تعهد با خدا را مىشناختند و براى آن ارزش قائل مىشدند و در بارهء آن احساس مسئوليت مىنمودند . اينان تعهد با خدا را ناديده گرفته و آن را شكستند و پيمان محكم با شيطان و حماقتها و شهوات حيوانى خود بستند و هر لحظه اى از زندگى پليدشان با تجديد عهد و مودت با شيطان مىگذارد . اين راهزنان كاروان حق ، اين اخسرين اعمالا ، اين خودستيزان ضد شرف و انسانيت با كدامين منطق مىتوانند على بن ابي طالب را بشناسند و الگوى حيات خود را از او بگيرند رها كنيد اين غدار خيانت - پيشه را ، اين خفاش پست را بيش از اين با آشنا كردن با نور ، عذاب و شكنجه مكنيد ، بگذاريد برود با آسودگى خاطر ميان آخور و جايگاهى كه مدفوعش را در آنجا مىريزد حركت كند و تلاش نمايد .
11 - أما إنّ له إمرة كلعقة الكلب أنفه ( بدانيد براى او رياستى در پيش است به مقدار زمانى كه سگ بينى خود را بليسد ) .
چهار ماه و ده روز و يا شش ماه و حد اكثر نه ماه ، آرى فقط نه ماه تردد ميان آخور و جايگاه مدفوع ، سپس قرار گرفتن در نمايشگاه تاريخ براى تجسيم موميائى غوطه وران در لجن پليد خودكامگان تاريخ ، سپس ورود در عذاب ابدى الهى . اينست معناى سقوط قهقرائى .
براى چهار ماه خودكامگى براى شش ماه اشباع خودخواهى براى نه ماه احساس قدرتمندى اين همه حيله گرى و سقوط و نابكارى كه با خليفة اللَّه در روى زمين به محاربه و مبارزه برخيزد آرى ، همين است و هيچ مبالغه و گزافه گوئى هم در كار نيست . اين شخص مروان ناميده مىشود كه فرزند و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٢