تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

تفسير عمومى سخن هفتاد و سوم

1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 - أ و لم يبايعنى بعد قتل عثمان لا حاجة لى فى بيعته ، أنّها كفّ يهوديّة ، لو بايعنى بكفّه لغدر بسبّته ( مگر او پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرده بود )

رها كنيد اين غدار خيانت پيشه را

مگر اين غدار خيانت پيشه و نابكار را نمىشناسيد ، اگر او شخصيتى داشت و اگر از انسانيت كمترين بوئى برده بود ، بيعتى را كه پس از كشته شدن عثمان با من كرده و شخصيتش را در گرو آن بيعت بسته بود ، نمىشكست و به مبارزه و محاربه با خدا برنمىخاست . رها كنيد اين غدار خيانت پيشه را كه مانند يهودى خائن اگر پيمانى آشكارا ببندد ، با مخفىترين راه‌ها آن را نقض مىكند . اين مروان و مروان صفتان از نور الهى كه اسلام بر آنان آورده بود ، چنان گريزانند كه خفاشان نابينا از ديدن خورشيد جهان افروز . بگذاريد برود و در لجن هوى و هوسها و خودكامگىهايش غوطه ور شود . مروان و بيعت با دست حق مروان و دفاع از حق مروان و حمايت از حق اين نابكاران ضد بشر جز تمايلات حيوانى حقى نمىشناسند ، مگر براى اينان بيعت