تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( ص ) مانند سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار بن ياسر و زبير . . . و غيرهم .

مسئلهء هشتم -

امتناع امير المؤمنين ( ع ) و دودمان او .

مسئلهء نهم -

اين كه ابن ابى الحديد مىگويد على بن ابي طالب ( ع ) در آن موقع به نص از طرف پيامبر اكرم ( ص ) در بارهء خود استدلال نفرموده است ، بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد . زيرا بنا به رواياتى كه ابن ابى الحديد از جوهرى نقل نموده و راويان ديگر نيز آن را تأييد ميكنند ، امير المؤمنين صريحا فرمود : « اى گروه مهاجرين ، از خدا بترسيد و مقام محمد ( ص ) را از خانه و دودمان او به خانه‌ها و دودمانهاى خودتان منتقل مسازيد و آن كسى را كه شايستهء اين مقام و حق است ، از مقام و حق خود دور ننمائيد . . . » آيا شايستگى مقام خلافت با حدس و استنباط شخصى يك مدعى قابل اثبات است كه به امير المؤمنين نسبت داده شود بعبارت ديگر : آن حضرت به مجرد حدس و استنباط شخصى به اين كه شايستهء زمامدارى است ، نمىتوانست با آن يقين و صراحت بگويد : كسى را كه شايستهء مقام و حق زمامدارى است ، از مقام و حق خود دور ننمائيد و ما مىبينيم هيچ يك از متصديان زمامدارى با اين يقين و صراحت در بارهء شايستگى خود سخنى نگفته‌اند ، و سخنانى كه تواريخ از آنان نقل مىكنند ، مطالبى است كه در انتخاب يا انتصابهاى معمولى بميان مىآيد . قطعا تكيهء امير المؤمنين در يقين و صراحت خود مستند به نصوصى بوده است كه احتمال نمىداد كسى منكر آنها شود ، مانند : يا علىّ أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلَّا انّه لا نبىَّ بعدى [ شهرت و تواتر اين روايت بيش از آن است كه نيازى به ذكر مأخذ داشته باشد ] ( اى على ، نسبت تو به من ، نسبت هارون به موسى ( ع ) است ، الا اين كه پس از من پيامبرى نيست .

مسئلهء دهم -

گفتار بشير بن سعد به امير المؤمنين عليه السلام ، گفتاريست بسيار پر اهميت . بشير به آن حضرت گفت : اى على ، اگر اين سخن ترا انصار پيش