استدلال به اين كرد كه آنان شاخه هائى از درخت پيامبرند . حضرت فرمود : قريش به درخت احتجاج كردند و ميوهء آن را ضايع و تباه نمودند ) . ابن ابى الحديد مىگويد : امثال اين كلام ( قريش احتجاج به درخت كردند و ميوهء آن را ضايع و تباه نمودند ) از امير المؤمنين ( ع ) تكرار شده است . و شبيه به اين مضمون در سخنى از عباس به ابو بكر آمده است كه مىگويد : « و اما اين كه مىگويى : ما درخت پيامبريم ، شما همسايگان آن درختيد و ما شاخههاى آن مىباشيم . ( 1 ) »
غايت و هدف از درخت ميوهء آن است
مىتوان گفت : امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام هم ميوهء درخت مكتب اسلام بود و هم ميوهء ممتاز قبيلهء بزرگ قريش . هيچكس در شايستگى امير المؤمنين عليه السلام به اين كه او عاليترين محصول مكتب اسلام بود ، نمىتواند ترديدى داشته باشد . او بدرجه اى از فضيلت و شايستگى رسيده بود كه انديشه اش تجسمى از اسلام بود و كردارش عينيت اسلام را نشان مىداد و گفتارش در هر مقوله اى كه بود قانونى از اسلام را بيان مىكرد . و اين يك توجه فوق العاده منطقى است كه گفته شده است : براى اثبات جهانى و جاودانى بودن دين اسلام و اين كه اسلام مىتواند پاسخگوى همهء مسائل بشرى بوده باشد ، بهترين دليل شخصيت على بن ابي طالب ( ع ) است كه ساخته شدهء اين مكتب انسانى است . آيا محصولى عالىتر از اين شخصيت ، براى اسلام مىتوان تصور نمود و اما از جهت نسب او از فرزندان هاشم و پسر بزرگمردى كه از مؤثرترين حاميان بنيان گذار اسلام ، يعنى ابو طالب ( ع ) بود كه با گرفتارى به فقر مالى ( آن چنان كه تواريخ مىنويسند ) با شخصيتترين فرد در آن روز بود كه شيخ الاباطح ناميده مىشد . او پسر عموى پيامبر اسلام بود كه همسر يگانه دختر او فاطمه ( ع ) و او را به برادرى خويش پذيرفته بود . درست است كه
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - ج 6 ص 4 و 5 .