تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ناصر خسرو پس از شمردن بعضى از زيباييهاى منظرهء شب ، به نفى بيهودگى اين عظمت پرداخته و مىگويد : قطعا كارگاه بسيار با عظمتى در ماوراى اين منظرهء حيرتانگيز مشغول فعاليت است كه اين منظره از آثار و محصولات او است :
آسيائى راست اين كابش هم از بيرون اوست من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى آسيابان را ببينى چون ازو بيرون شوى و ندرينجا هم ببينى چشمت ار بيناستى
اين آسياب بزرگ براى محصولى مىگردد :
چيست بنگر ز آسيا مر آسيابان را غله گر نبايستيش غله آسيا ناراستى عقل اشارت نفس دانا را همى ايدون كند كاين همانا ساخته كرده ز بهر ماستى دهر خود مىبگذرد تا حال او مىبگذرد سر گشتن چيستى گرنه پى مبداستى روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گر نه اين روز دراز دهر را فرداستى
آرى اين همه تصورات و دريافتهاى روحانى و ملكوتى شباهنگام بسراغ مغزهاى بيدار و رشد يافته مىآيند و آنان را بيدارتر و هشيارتر مىسازند . 5 ، 6 - و الحمد للَّه غير مفقود الأنعام و لا مكافا الأفضال ( و سپاس مر خداى را كه احسانش هرگز مفقود نمىگردد و بخشش و اكرامش هرگز براى عوض و پاداش نيست ) .