تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

تفسير عمومى خطبهء چهل و هفتم

2 ، 6 - كأنّى بك يا كوفة تمدّين مدّ الأديم العكاظيّ و تعركين بالنّوازل و تركبين بالزّلازل و أنّي لأعلم أنّه ما أراد بك جبّار سوء إلَّا ابتلاه الله بشاغل و رماه بقاتل [ ترجمه همانست كه در صفحهء پيش ملاحظه شد ]

سوق ( بازار ) عكاظ

« عكاظ نام بازارى بزرگ در ناحيهء مكه بود . اين بازار در هر سال يك ماه پر ازدحام و هيجان بود و خريد و فروش فراوان در آنجا صورت مىگرفت و اشعار مىخواندند و قبايل عرب و شيوخ و رؤساى آنان در آنجا جمع شده به يكديگر فخر و مباهات مىكردند . اين بيت را ابن ابى الحديد از ابو ذؤيب هذلى در بارهء بازار عكاظ نقل مىكند :
أذا بنى القباب على عكاظ و قام البيع و اختلف الألوف
( هنگامى كه چادرها و قبه‌ها در بازار عكاظ نصب شد و خريد و فروش بجريان افتاد و هزاران نفر در آن ازدحام و تردد كردند ) و بيشتر كالائى كه در آن بازار مورد معامله قرار مىگرفت ، چرم بوده است » . ( 1 )
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 198 .