اليم است كه امير المؤمنين عليه السلام فقط از آن هراس دارد .
او در دعاى كميل بن زياد نخعى با خدا چنين نيايش مىكند : فهبنى يا إلهى و سيّدى و مولاى و ربّى صبرت على عذابك فكيف أصبر على فراقك و هبنى صبرت على حرّ نارك فكيف أصبر عن النّظر إلى كرامتك .
( گيرم اى خداى من ، اى سرور و مولا و پروردگار من ، كه بر عذاب تو صبر خواهم كرد ، چگونه صبر و تحمل جدائى از تو را خواهم داشت ، گيرم كه بر حرارت آتشت صبر كنم ، چگونه خواهم توانست از ديدار كرامت ربوبيت محروم بمانم و صبر و شكيبائى داشته باشم ) .
اكنون مىتوانيم معناى آيهء * ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * را به طور روشن درك كنيم كه مىگويد ( من جن و انس را نيافريدهام مگر براى اين كه به من عبادت كنند ) مقصود از عبادت چيست كه « هدف نهائى زندگى » معرفى مىشود چنان كه همه مىدانيم معمولا يك معناى بسيار مبتذل از عبادت در ذهن مردم عادى متداول شده كه حتى ارزش آن زحمتى را كه عبادت كنندگان حرفه اى براى عبادت متحمل ميشوند ، ندارد . و متأسفانه آن عده از متفكران سطحىنگر كه هرگز حوصله و تحمل دقت همه جانبه به اين گونه حقايق حياتى را ندارند همان معناى عاميانه عبادت را ملاك تحقيقات خود قرار داده سپس به آن حقيقت اعلى كه بعنوان هدف مطرح شده است اعتراض و انتقاد ميكنند به هر حال اين گونه اظهار نظرها و انتقادهاى بىاساس همواره در عاليترين حقايقى كه به جهت نقش تعليم و تربيتهاى سطحى و بىاساس نمايش پست و ناچيز دارند ، امرى است معمولى و جاى شگفتى نيست . معناى اصلى عبادت چنان كه در بالا اشاره كرديم و چنان كه عبادت انسانهاى رشد يافته نشان مىدهد ، عبارتست از : به ثمر رسانيدن جوهر حيات در ابعاد بسيار گوناگون .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢١