خواهد كرد و شمشيرى بران به ديدارتان خواهد آمد ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مجلد چهارم از صفحهء 132 تا 278 داستان جنگهائى كه خوارج پس از امير المؤمنين ( ع ) به راه انداختند و مردانى از خوارج كه سردمدارى آنان را به عهده گرفتند و بالاخره مطابق پيشگوئى غيبى كه امير المؤمنين در بارهء اين گروه مارق و خارج از دين ابراز فرموده بود ، متلاشى شدند و از بين رفتند مطرح كرده است . ابن ابى الحديد داستان خوارج را با اين جملات شروع مىكند : « بدان ، گروه خوارج كه بر امير المؤمنين عليه السلام خروج كردند همانها بودند كه در جنگ جمل و صفين تا پيش از مسئلهء حكميت » با آن حضرت بودند و اين خطاب و نفرينى كه در جملات مورد تفسير فرموده است ، در بارهء خوارج است و آنچه را كه در جملات مزبوره فرموده است ، خبر از آيندهء آنها است . و همانطور كه آن حضرت خبر دادهاند بوقوع پيوست ، زيرا خداوند متعال ذلت و خوارى فراگير و شمشير بر ان و استبداد را بر آنان مسلط ساخت و روزگار آنان به همين منوال گذشت ، يعنى تدريجا در حال اضمحلال و هلاكت بودند ، تا خداوند آنها را و جمعيتشان را فانى و نابود ساخت . خوارج از شمشير مهلب بن ابى صفره و فرزندانش هلاكت بنيان كن و مرگ سريعى ديدند .
سپس هر يك از سردمداران خوارج را كه عده اى را دور خود جمع نموده و با مردم مىجنگيدند و بالاخره مغلوب مىگشتند مطرح و تا حدودى مشروح به داستان خروج و كشته شدن آنها مىپردازد . از جملهء سردمداران خوارج :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٨