تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
خداوندى چنين خواسته بود كه آخرين مشعل فروزان دين الهى را سر راه كاروان بشرى نصب و مردم را از سرگشتگى در تاريكىهاى گمراه كنندهء زندگى طبيعى محض برهاند . عامل دوم - اخلاص شديد كسانى بود كه به پيامبر اعظم ايمان آورده و او را بعنوان نمايندهء واقعى خدا در روى زمين پذيرفته بودند . اين اخلاص به حدى موجب رشد مسلمانان گشته بود كه آنان از هر چيزى در دنيا صرفنظر نموده ، جز مشيت خداوندى را كه استقرار دين الهى در روى زمين بود ، نمىخواستند . لذا روابط خويشاوندى و ديگر پيوستگيهائى كه مردم مسلمان با يكديگر داشتند ، دگرگون گشته و در پرتو يك نظام الهى در مسير دين فطرت قرار گرفتند . ملاك زشتىها و زيباييها و نيكيها و بديها و دوستىها و دشمنىها ، مفاهيم جاهلى خود را از دست داده بر حقايقى تكيه كرد كه اشباع كنندهء هر دو بعد مادى و معنوى انسانها گشت . همهء اين انقلابات و دگرگونيها معلول اخلاص شديد به مكتبى جاودانى بود كه پيامبر اكرم ( ص ) بر آنان عرضه فرمود . عامل سوم - كوشش و تلاش فوق تصور بود كه در دنبال دو عامل مزبور درخت برومند اسلام را سرسبز و با طراوت نمود . اگر كمترين نقض و اختلالى در يكى از عوامل سه گانه روى مىداد ، نه اسلامى مطرح بود و نه حقيقتى بنام ايمان . امروزه آن عامل يكم كه مشيت خداوندى براى بقاء و دوام اسلام در روى زمين است ، مانند آن روز ، ثابت و در جريان است ، زيرا خداوند سعادت شما مردم را و آيندگان را مانند سعادت مردم دوران پيامبر اسلام مىخواهد و تفاوتى در اين مشيت الهى ميان ديروز و امروز و فردا نيست . آنچه كه شما را از مسلمانان زمان پيامبر جدا مىكند و آنچه كه موجب حركت نزولى شما مسلمانان اين دوران گشته است ، مربوط به عامل دوم و سوم است كه شما آنها را از دست داده‌ايد . كو آن اخلاص شديد كه مسلمين را در راه حقيقت از همهء علايق و روابط حيات با طبيعت و انسان