است كه احساس و انجام آن در پيش برد ارادهء معنوى انسان اثر قاطعانه دارد .
كلمهء قربانى خود از مادهء قرب است كه به معناى نزديكى به خداوند است
چنان كه در روايتى آمده است كه : الصّلوة قربان كلّ تقىّ فمن شاء استقلّ و من شاء استكثر
( نماز وسيلهء تقرب هر انسان پرهيزكاريست ، پس هر كس كه بخواهد آن را كم بجاى آورد و هر كس كه بخواهد بيشتر بجاى آورد ) .
از پاى در آوردن يك جاندار با تجويز يا دستور الهى ، بدون ترديد يك پديدهء ساده اى نيست ، بلكه بايستى بشر هم در برابر اين قربانىها ، تمايلات حيوانى خود را قربانى كند كه بتواند جبران احساس خشونت در ذبح حيوان را بنمايد . اين كه حكماء مىگويند : پست قربانى عالى است ، به شرط اين كه آن عالى واقعا رو به اعتلا و كمال باشد ، به همين جهت است كه مىتوان گفت : آن مردمى كه در اين دنيا جانداران را از پاى در مىآورند و از گوشت و پوست آنها استفاده ميكنند ، ولى كارى در برابر اين بهره برداريها انجام نمىدهند ، مردمى ناآگاه و پست و دور از حكمت آفرينش مىباشند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٣