تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
بر مردم « از يك شعار زيبا تحول يافته و مبدل بيك واقعيت عينى مىگردد .

حاكميت خداوندى يعنى چه

مسلم است كه طرح حاكميت خداوندى براى عمل در يك جامعهء امروزى كه قرون و اعصارى زياد بدون اين كه در مغز گردانندگان جوامع چنين مفاهيمى مطرح شده باشد و با در نظر گرفتن بروز عقايد و مكتبهائى كه حكومت مردم بر مردم را اگر چه بعنوان شعار مطلوب و آرمان بطور جدى مطرح ساخته‌اند ، بسيار بعيد و نامأنوس جلوه خواهد كرد . همان اندازه كه طرح انسان رها از زنجير خودخواهى و ماشين و از خودبيگانگى بعيد و نامأنوس جلوه مىكند . بنا بر اين ، آنچه كه منطق واقعيابى انسانى اقتضاء مىكند ، اينست كه ماخود واقعيت را پيگردى نموده و هراسى از شرايط ساختگى ذهنها كه بوسيلهء پيشتازان قدرت پرست و خودمحور بوجود آمده و هرگونه واقعيتهاى ضرورى و مفيد را بعيد و نامأنوس جلوه مىدهد ، نداشته باشيم . لذا بايد نخست مفردات دو قضيهء : « حاكميت خداوندى » را از آلودگى گوناگون ذهنى كه قيافهء واقعى آن دو را پوشانيده است ، تصفيه و تنقيح نمائيم : 1 - اللَّه ( خدا ) بدون كمترين ترديد نمىتوان به آن مفاهيمى كه در اذهان معمولى بشرى ساخته مىشود و يا در افكار آن دسته از كسانى كه در بارهء خدا به نوعى حساسيت دچار شده‌اند ، ارزش شناختى در بارهء آن موجود برين قائل شويم . شگفتآورتر از اين انحراف فكرى ديده نمىشود كه قانون لزوم رجوع به پائينترين و عاليترين مختصات يك حقيقت براى شناخت آن ، در همهء واقعيات جهان هستى مورد قبول قرار گرفته است ولى در بارهء شناخت اللَّه قانون مزبور مراعات نمىشود بعنوان مثال براى بدست آوردن شناختى صحيح در بارهء گل و ترتيب اثر دادن به آن شناخت ، بهره بردارى از قانون مزبور را ضرورى مىبيند كه مىگويد : بايد از گل دو برگى بسيار ساده تا آن گل كه