تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
گذشته و حال و آينده اش اثرى در تنوع واقعيات داشته و آنچه كه گذشته است واقعيتى بريده از واقعيت حال و آينده باشد . آيا با اين حال پريدن از روى واقعيات با مركب ذهنى زمان به سوى آيندهء محض ، ضد روشنفكرى نيست آنچه كه حقيقت دارد اينست كه گسترش واقعيات بطور تدريجى در كشش زمان انجام مىگيرد و لذا توجه ما به واقعيت زمان ، تنها براى تنظيم و محاسبهء منطقى واقعيات در جريان مىباشد ، نه براى آنكه زمان يك موضوع عينى است كه جزئى از واقعيات است . توضيح اين كه بهره بردارى ما از زمان در بارهء رسيدن يك سيب در شاخهء درخت كه مثلا چهار ماه طول مىكشد ، با نظر به همين چهار ماه مىتوانيم محاسبات مربوط به داشتن محصول سيب را پس از چهار ماه كه از گل كردن درخت مىگذرد ، انجام بدهيم و مىتوانيم اين زمان را با زمانى كه مورد نياز رسيدن گلابى است مقايسه نمائيم و آب دادن در هر دو هفته يك بار را مثلا فراموش نكنيم . اين محاسبات مربوط به زمان كمترين كمكى نمىكند به شناخت آنچه كه در هويت درخت و تماس ريشه‌هاى آن با آب و مواد زمينى و اشعهء آفتاب مىگذرد و در ماه چهارم با صدها تفاعل مستقيم و غير مستقيم موضوعى را بعنوان سيب در شاخه اى از درخت سيب نمايان مىسازد . با نظر به مجموع مطالبى كه مطرح كرديم ، نخستين عامل روشن بينى و روشنفكرى يك انسان عبارتست از ارزيابى دقيق واقعيات و حقيقت زمان و رابطهء آن با واقعيات . اكنون به اين نتيجه مىرسيم كه روشنفكر حقيقى كسى است كه ارتباط خود را با واقعيات گسترده در جويبار زمان تنظيم منطقى نموده ، با درك صحيح در بارهء علتها و معلولها و ثابتها و متغيرها ، براى تحقق بخشيدن به « حيات معقول » جامعه رسالتى در خود احساس كند و از هيچ گونه گذشت و فداكارى در اين راه دريغ نورزد . اين روشنفكر روشن روان نه تنها خوبست ، بلكه به اصطلاح بعضى از فلسفه هاى