تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
تحقيق آن واحد مىباشد ، به شرط آنكه جزء شناسان رنگ اين ضرورت را مات نكنند . بهر حال فهم برين براى مغزهاى رشد يافته كه بطور ناب در واقعيات مىنگرند ، پديدهء نا شناخته نيست . اين عامل شناخت نه در ميان حلقه‌هاى زنجير قوانين و تجريدهاى منطقى رسمى فشرده مىشود و نه در بيابان بى سر و ته خيال و پندار مانند گردبادهاى زودگذر و بى اساس طلوع و غروب مىكند . فهم برين عبارتست از بهره بردارى كاملا صحيح از واقعيات با ديد مشرفانه بدانها و دريافتن واقعيات مانند دريافت شئون هويت خود ذات كه در علم حضورى ( خود هوشيارى ) فقط امكان پذير مىگردد . براى توضيح معناى « فهم برين » اين مثال را در نظر مىگيريم : يا برقرار شدن ارتباط مستقيم با واقعياتى كه در برابر ذهن نمودار گشته است ، وجود آن واقعيات را مىبينيم و لمس مىكنيم و مىتوانيم انعكاسهاى نسبى از آن واقعيات را در ذهن خود در يابيم ، و مىتوانيم با به فعاليت انداختن نيروهاى مغزى متنوع آن منعكس شده‌ها را به شكل قوانين و كليات و انتزاعيات در آوريم . در اين جريانها شناختهاى گوناگونى در ذهن ما بوجود مىآيند مانند شناخت منطقى ، شناخت حدسى ، فعاليتهاى تجريدى و غيره . باضافهء فهمهاى حاصل از اين شناختها ، فهم ديگرى داريم كه شبيه به مشاهدهء معلومات پالايش شده در درون مىباشد ، بعنوان مثال : واقعيت زمان نه بعنوان يك امتداد خاص در ذهن كه از تماس ذهن با حركات بوجود مىآيد ، و نه بعنوان خود حركت و غير ذلك ، بلكه يك هويت از زمان پالايش شده از خصوصيات عينى و ذهنى و مختصات دالانى كه ميان آن دو وجود دارد . اين هويت خيالى محض و غير مربوط به واقعيت نيست ، بلكه آن هويت اصيل است كه از واقعيت گرفته شده و از كارگاه پالايش مغزى وارد درون شده و مانند مقدارى از جوهر خالص رنگ است كه با حل شدن در مايعات ، آنها را رنگ آميزى مىنمايد ، ولى هويت خود را از دست نمىدهد . عدالت و زيبائى در فهم برين غير از