ذهنى محسوب مىشود . اين همان فعاليت تجسيمى است كه واقعيت جهان عينى را در ذهن دگرگون مىسازد و آن واقعيت دگرگون شده را عين واقعيت تلقى مىكند و آثار و خواص آن را مىپذيرد . گاهى اين تجسيم موجود را معدوم و معدوم را موجود ساخته ، نقيض واقعيت را با اثر و خاصيت نقيض مىپذيرد .
بعنوان مثال : در شب تاريك در دامنهء كوه كه هيچ جاندارى وجود ندارد ، شير درنده اى را تجسيم مىنمايد و نفس زنان پا بفرار مىگذارد و عرق ميكنند و جريان خون عوض مىشود و رنگش تغيير پيدا مىكند . البته اين نكته را توجه داريم كه شير درنده از عدم محض آن شير تجسيم نمىشود ، بلكه در يك فضاى خالى از هر جاندارى ، وجود شير درنده در ذهن تجسيم مىگردد . معمولىترين انواع تجسيم عبارتست از حذف و انتخاب ذهنى در واقعيت و تجسيم آن .
مراحل تجسيم
1 - اولين مرحلهء تجسيم سابقهء ذهنى تجسيم كننده در بارهء واقعيت است .
كسى كه شير درنده را نديده است ، هرگز شير درنده را در هيچ شرايطى نمىتواند مجسم نمايد .
2 - شرايط عينى كه ذهن را براى تجسيم آماده كند ، لذا هيچ كس در يك شهر پر جمعيت در خانهء در بستهء خود ، شير درنده را تجسيم نمىكند ، در صورتى كه وجود مورچه و مگس قابل تجسيم است .
3 - شرايط ذهنى مجسم كننده ، مانند عامل ترس يا اشتياق و علاقهء شديد به واقعيت تجسيم شده . اين عمل تجسيم هم مىتواند به ضعف و ناتوانى شخصيت مستند باشد و هم مستند به قدرت آن . تجسيمهاى مستند به ضعف معمولا آثار منفى و مضر ببار مىآورند ، زيرا ناشى از عدم تحمل واقعيتها و تحت تأثير خواستههاى غير قابل تحقق مىباشند . در صورتى كه تجسيمهاى مستند به قدرت شخصيت ، نبوغها و فعاليتهاى مثبت مغز و روان را به كار مىاندازند . همهء آثار