( اى على . هنگامى كه مىبينى مردم بوسيلهء عبادت نيكو به آفرينندهء خود تقرب مىجويند ، تو بوسيلهء انواع تعقل ببارگاه خداوندى تقرب پيدا كن تا بر همه سبقت بگيرى ) اين تعقل از عاليترين عمليات ذهنى است كه آگاهى و اشراف و سلطه بر جريان آن ، در حد اعلا مىباشد .
14 - تفقه
بعضى گمان كردهاند تفقه عبارتست از شناختهاى نظرى در مسائل فقهى و حقوقى با استناد به منابع معتبر . ( 1 ) بايد گفت : اين تعريف جامع همهء موارد تفقه و فقه نيست . معناى كلى فقه عبارتست از فهم نافذ بر كليات و جزئيات قلمرو يك علم . با داشتن استشمام خاص از روابط كليات با جزئيات در حال تجدد و استمرار . اين فهم نافذ را در قلمرو حديث . فقه الحديث و در قلمرو حقوق ، فقه الحقوق و در قلمرو سياست فقه سياسى مىتوان ناميد . در آيات قرآنى چنان كه در بخش « شناخت از ديدگاه قرآن » خواهيم ديد : فقه داراى يك معناى عمومى است كه حتى ممكن است در انسانهائى كه از مراحل بالاى علمى برخوردار نيستند ، وجود داشته باشد . اين معناى عمومى عبارتست از فهم نافذ بر جريانات زندگى و شناخت ثابتها و متغيرهاى آنها .
انواع عمل ذهنى در جريان شناخت با تأثرات زود گذر
اوقات معمولى زندگى انسانها بدون جريانات گوناگون ذهنى نمىگذرد يك رشته تداعى معانى تمام نشده ، تصورات مفرد جاى آنها را مىگيرد . يك اراده با مقدماتش ذهن را از تصورات مفرد خالى مىكند و در جريان علمى اراده ، پديده و نمودها از راه حواس ، با اختيار و بى اختيار روانهء قلمرو ذهن مىگردند . احتياج به وصول به هدف بوجود مىآيد ، يك رشته تفكرات
هامش
( 1 ) معراج نامه - ابن سينا ص 21 به خط فخر رازى .