نمايد ، رزق گفته مىشود « براى اثبات اين تعريف به يك روايت معروف استدلال نموده است . روايت از پيامبر اكرم است كه مىفرمايد : « جز اين نيست كه : از مال تو چيزى از آن تست كه خوردى و از بين رفت ، يا پوشيدى و آن را پوشاندى ، يا در راه خدا مصرف كردى و آن را در جاى خود به جريان انداختى » . سپس ابن خلدون مىگويد : « و اگر از عوامل منفعت كه به دست آورده است ، در راه رفع احتياجاتش بهره بردارى ننمود ، آن منافع و اموال براى مالكش روزى ناميده نمىشود ، بلكه آنها اندوخته هاايست كه به دست آورده است » . از اين تعريف به اضافهء روايتى كه پيامبر اكرم نموده و با نظر به آيهء : * ( فَابْتَغُوا عِنْدَ الله الرِّزْقَ ) * ( 1 ) ( روزى را از نزد خدا بجوئيد ) به خوبى روشن مىشود كه معاشى كه در « حيات معقول » بايد تحصيل كرد ، جنبهء الهى دارد ، زيرا با نظر به كلمهء رزق كه در آيهء مزبور وجود دارد و همچنين با نظر به روايت مزبور و بيان ابن خلدون ، آنچه را كه خداوند متعال به عنوان معاش واقعى براى مردم مقدر نموده است ، رزق است كه به خداوند رزاق مستند است و بديهى است كه خداوند حكيم با تجويز تجملات و ثروتهاى اندوخته كه حيات معقول را ( كه هدف آفرينش انسانها است ) مختل نمىسازد . آيا با اين وصف مىتوان اموال و منافعى را كه با قدرت و حيله گرى و استثمار ظالمانهء ديگر انسانها و توليد و عرضهء مواد مضر يا بيهوده ، اندوخته مىشود يا در تجملات ويرانگر ابعاد اصيل « حيات معقول » مصرف مىشود ، « رزق خدادادى ناميد »
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٩
هامش
( 1 ) العنكبوت آيهء 17 بحث مشروح اين آيه در داستان ابو ذر خواهد آمد