فهو من لبس الشبهات فى مثل نسج العنكبوت لا يدرى اصاب ام اخطأ فان اصاب خاف ان يكون قد اخطأ و ان اخطأ رجا ان يكون قد اصاب 216
8 - فهم و درك نادان شبيه به قضاوت مگس ناتوانى است كه در تارهاى عنكبوت مشكلات گرفتار مىگردد 216
جاهل خباط جهالات عاش ركاب عشوات لم يعض على العلم بضرس قاطع 218
9 - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها 218
يذرو الروايات ذرو الريح الهشيم 222
9 - رواياتى كه يكى از منابع احكام است در برابر پندارهاى بىمحاسبه او چنان بىارزش و مورد بىاعتنائى است كه گياه خشكيده در برابر بادهاى طوفانى 222
لا مليئى و الله باصدار ما ورد عليه 225
10 - اين نادان در مسائلى فرو مىرود كه توانائى بيرونآمدن از آنها را ندارد 225
و لا اهل لما قرظ به 225
11 - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان چشمانى مانند كاسه شراب 225
لا يحسب العلم فى شيئى مما انكره و لا يرى ان من وراء ما بلغ مذهبا لغيره 228
12 - در باره چيزى كه از روى نادانى انكارش كرده است نه دانشى ديگر سراغ دارد و نه نظرى از ديگر صاحبنظران 228
و ان اظلم عليه امر اكتتم به لما يعلم من جهل نفسه 229
13 - نادانى بشرى موقعى به تباه كننده ترين مرحله مىرسد كه انسان نادان آن را بپوشاند 230
تصرخ من جور قضائه الدماء و تعج منه المواريث 231
14 - نتايج بيدادگرى قضات نادان ريخته شدن خونهائى است بناحق ، ربوده شدن ارثهائى است بناحق ، اهانت و جريحه دارشدن شخصيتهايى است بناحق ، ساقط شدن ارزش كارها است بناحق 231
الى الله اشكو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا 233
15 - زندگى در جهالت مرگ در ضلالت را به دنبال دارد 233
ليس فيهم سلعة ابور من الكتاب اذا تلى حق تلاوته و لا سلعة انفق بيعا و لا اغلى ثمنا من الكتاب اذا حرف عن مواضعه 234
16 - قرآن بسيار با ارزش است به شرط آنكه آياتش موافق دانستههاى محدود و خواستههاى خود طبيعى آن نابخردان بوده باشد 234
و لا عندهم انكر من المعروف و لا اعرف من المنكر 235
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢١