تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
نوع اول - ابعاد متنوع شخصيت 195 نوع دوم - ابعاد جامعه اى كه شخصيتها در آن بروز مىكنند و مطرح مىگردند 197 نوع سوم - ابعاد تاريخ كه شخصيت در آنها منعكس مىشود 197 توضيح مباحث ابعاد بالا 200 - 198 و رجل قمش جهلا 200 اوصاف متصديان نادان كه حمايت از شخصيت و جان و مال مردم را بر عهده مىگيرند 201 موضع فى جهال الامة 201 1 - نمايشگر علم در ميان نادانها 201 عاد فى اغباش الفتنة 203 2 - اين نادانان ضد روشنائىها هستند 203 عم بما فى عقد الهدنة 205 3 - براى اين نادانان خودپرست برقرارى صلح و صفا در ميان مردم دوزخى است سوزان كه زبانه هايش همه سطوح موجوديت آنان را فرا مىگيرد 205 قد سماه اشباه الناس عالما و ليس به 206 4 - انساننماها همواره در استخدام نادانان خودمحورند ، كه نادانى آنانرا دانائى بدانند و دانائى جلوه بدهند 206 فهو فتنة لمن افتتن به 208 4 - خودمحوران وسيله اى براى برانگيخته شدن فتنه‌ها 208 ضال عن هدى من كان قبله مضل لمن اقتدى به فى حياته و بعد وفاته 209 5 - تباه سازى خودمحوران كه در دوران زندگى پيشتازان گمراهىها هستند پس از مرگ با سايه هائى كه از خود در مغزها و دلهاى پيروان ساده لوح ايجاد كرده‌اند ادامه مىيابد 209 بكر فاستكثر من جمع ما قل منه خير مما كثر 210 5 - نادانان خودپرست به اندوختن چيزهائى عشق مىورزند كه اندكش بهتر از بسيارش است 210 حتى اذا ارتوى من ماء آجن و اكتثر من غير طائل جلس بين الناس قاضيا ضامنا لتخليص ما التبس على غيره 212 6 - نادان خودپرست موقتا شكمش را از گنديده‌ها پر كرده ، به قضاوت مىنشيند 212 فان نزلت به احدى المبهمات هيالها حشوارثا من رايه ثم قطع به 213 7 - حل مشكلات به وسيله پندارهاى بيهوده و فرسوده 213