تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

هزار دينار بود . كيسه‌ها را در برابر امام گذاشت و گفت : فدايت گردم اين يك كيسه سرمايهء اصلى و اين كيسهء دوم سودى است كه به دست آورده‌ام . امام فرمود « اين سود زياد است ، مال التجاره را چگونه فروختى » مصادف جريان سوگند و پيمان را بازگو كرد . امام فرمود : سبحان الله ( اين جمله در مقام شگفتى گفته مىشود ) سوگند مىخوريد كه در جامعهء اسلامى كالا را جز به سود صد در صد نفروشيد سپس امام يكى از دو كيسه را برداشت و فرمود : « اين سرمايهء من است و احتياجى به چنين سودى نداريم » سپس فرمود « اى مصادف تلاش با شمشيرها آسانتر است از طلب روزى حلال ( 1 ) » درست است كه ارزشهاى مبادله اى در دوران ما خيلى پيچيده تر از دوران امام صادق ( ع ) است ، ولى ملاك در هر دو مورد يكى است و آن اينست كه ارزش مبادله اى نبايد از ارزش استعمال فاصلهء نامعقول پيدا كند . امير المؤمنين عليه السلام در فرمان مالك اشتر در بارهء لزوم جلوگيرى از فاصله - گرفتن ارزش مبادله اى از ارزش استعمال ، اين دستور را صادر مىفرمايد : « و بدان كه اكثر بازرگانان و صاحبان صنايع در معاملات سختگير و داراى بخل قبيح و سودجوئى و احتكار منافع عمومى و زورگوئى در مبادلات مىباشند و اين صفات وقيح به ضرر عموم جامعه تمام مىشود و عيب [ نابخشودنى ] براى زمامداران است . از احتكار جلوگيرى كن ، زيرا پيامبر خدا احتكار را ممنوع فرموده است . بايستى معاملات سهل و ساده و با موازين عدالت و قيمتهايى كه به طرفين مبادله تعدى نشود ، انجام بگيرد . اگر پس از آنكه دستور به ممنوعيت احتكار دادى ، كسى مرتكب احتكار شود ، او را مجازات نموده به كيفر خود برسان ، بدون اين كه اسرافى صورت بگيرد ( 2 ) »

هامش
( 1 ) الفروع من الكافى ج 5 ص 161 و 162 - محمد بن يعقوب كلينى
( 2 ) نهج البلاغه ج 2 - ك - ص 438 اصل عبارات نهج البلاغه : ( و اعلم - مع ذلك انّ فى كثير منهم ضيقا فاحشا و شحّا قبيحا و احتكارا للمنافع و تحكَّما فى البياعات و ذلك باب مضرّة للعامّة و عيب على الولاة فامنع من الاحتكار فإنّ رسول اللَّه صلىّ اللَّه عليه و آله و سلَّم منع منه و ليكن البيع سمحا بموازين عدل و اسعار لا تجحف بالفريقين من البائع و المبتاع . فمن قارف حكرة بعد نهيك ايّاه فنكَّل به و عاقبه فى غير اسراف . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 140 | محمد تقي جعفري