ستم و ستمكارى و دفاع از ستمديدگى با صراحت قاطعانه بيان فرموده است .
آيا 290 آيه براى اثبات اين كه يگانه مبارز جدى ستم و ستمكارى دين است ، كافى نيست برمىگرديم به جملهء مورد تفسير : و من ضاق عليه العدل فالجور عليه أضيق . ( براى فرد و جامعه اى كه عدالت براى او تنگى ايجاد كند ، ظلم و ستم براى آن فرد و جامعه تنگناتر خواهد بود ) .
براى درك اين اصل كه امير المؤمنين عليه السلام بيان كرده است ، بار ديگر به تعريف عدالت رجوع مىكنيم . مىدانيم كه تعريف عدالت عبارت از « رفتار مطابق قانون » اين حقيقت را هم مىدانيم كه هر قانون صحيحى از يك واقعيتى كشف مىكند .
بنا بر اين ، انحراف از عدالت مساوى انحراف از قانون است و انحراف از هر قانونى مساوى انحراف از واقعيت است . و چون انسان در روابط خود با ساير انسانها مانند روابطش با عالم طبيعت ، خلاء پذير نيست ، پس بطور قطع با اعراض از واقعيت رابطه اى با ضد واقعيت برقرار خواهد كرد . اين ضد واقعيت مجموع واحدهاى موقعيت او را مختل خواهد ساخت ، در نتيجه مجبور خواهد شد براى هر واحد مختل انرژىها و وقتها و منافعى را قربانى نمايد .
بعنوان مثال يك فرد ناشايسته اى خود را شايستهء قانونگذارى يا اظهار نظر در قانون معرفى مىنمايد . اين فرد كه از عدالت منحرف شده است ، بايستى اين ضد واقعيتها را مرتكب شود : 1 - نمىداند ، ولى مىگويد مىدانم 2 - براى اثبات اين مىدانم مجبور خواهد بود ، تغييراتى در معناى دانستنيهاى مربوط به قانون بدهد و مردم را در جهل و بدبختى غوطه ور بسازد .
3 - شخصيت خود اين مدّعى دروغ پرداز تباه خواهد گشت .
4 - نوعى از حالت بدبينى در اجتماع بوجود خواهد آورد .
5 - اگر قدرت و مهارت او در تصدى به منصب قانونگذارى ، يا موقعيت خاص
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٤