1 - خداپرست باشيد ، اين غريزهء كمال جو را در پرستش موضوعات ناشايست مستهلك نسازيد .
2 - عدالت را ميان قيمتها و كالاهايى كه با مقدار معين بايد تشخيص داده شوند ، جدا مراعات كنيد .
3 - اشياء مردم را از ارزش نيندازيد ) .
4 - فساد در روى زمين بر پا نكنيد . مردمى را كه در مسير پيشرفت قرار گرفتهاند ، تهديد نكنيد .
5 - قدر و ارزش اجتماع و تشكل خود را بدانيد .
در ميان اين مواد سازنده ، توضيحى در مادهء سوم كه فوق العاده با اهميت است بيان مىكنيم : « ارزش كار و كالا و انديشهء مردم را پايمال نكنيد » كلمهء « شيء » مانند وجود يا پس از آن عمومىترين مفهومى است كه ذهن بشرى مىتواند آن را درك كند . در آيهء فوق كلمهء اشياء كه جمع شيء است مطرح و چنين دستور داده شده است كه ارزش هيچ شيء منسوب به انسان را كاهش ندهيد .
* ( وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً ) * .
بايستى ارزش كار بجاى آورده شود ، نه اين كه به آن چه كه انجام دهندهء كار قناعت بورزد ، كفايت كنيد . بعضى از اقتصاددانان گفتهاند : كارگر مىخواهد زندگى كند و كارى با ارزش حقيقى كار خود ندارد اين منطق از نظر پيامبران الهى چنان كه در آيهء فوق ديده مىشود ، محكوم است . زيرا پيامبران حيات انسانها و ارزش آن را مىشناسند و مىدانند : هر كارى كه از انسان صادر مىشود ، مقدارى از حيات او به آن كار مبدل شده است . لذا بايستى رضايت واقعى او در مقابل از دست دادن مقدارى از حيات بدست آورده شود ، در حقيقت معناى آيه با نظر به تحليل آن بر عوامل اوليهء كار و مزدى كه گرفته مىشود ، چنين است كه از ارزش حيات مردم نكاهيد . شايد معناى جملهء بعدى * ( وَلا تُفْسِدُوا فِي ) *
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٢