نكند . شما در گرو اعمال خود ما هم مرهون كردارهاى خويشتن مىباشيم ، اينست مقتضاى عدل الهى . اين موضوعات ششگانه هر يك به نحوى دلالت بر ثبوت قانون در « شدن » هاى تكاملى مىنمايد كه با ناديده گرفتن آنها ، سراغ عدالت را در جوامع بشرى نمىتوان گرفت . 4 - * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّه وَلَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَا لله أَوْلى بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا ) * . . . ( 1 ) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، قيام كنندگان دائمى به عدالت باشيد و شهادتهاى شما براى خدا ادا شود ، اگر چه به ضرر خويشتن يا پدر و مادر و خويشاوندان تمام شود ، بدون تفاوت ميان بىنياز و نيازمند ، خداوند به نيازمندى و بىنيازى آن دو داناتر و شايسته تر است . از هوى پيروى نكنيد تا عدالت بورزيد ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٦
مسلم است كه مقصود از قيام دائمى و همه جانبه براى عدالت ، ايستادن و يا بالا رفتن و پايين آمدن جسمانى نيست . همچنين منظور خداوندى از قيام فرياد و داد و بىداد و حماسه خوانىهاى محض كه احساسات و هيجانات خام مردم معمولى را مىشوراند و انرژى آنان را مستهلك مىسازد و سپس فرو مىنشيند ، نمىباشد .
هر فرد و جامعه اى كه عدالت مىورزد در حال قيام است . و هر قيام راستين با هدفگيرى منطقى براى عدالت گسترى ، عين عدالت است .
تفكر در بارهء عدالت نوعى از قيام براى عدالت است ، چنان كه انديشه در بارهء حيات جلوه اى عالى از حيات است .
آن فرد و جامعه اى كه عدالت را حقيقتى جدى تلقى نموده در بارهء عوامل بوجود آورنده و موانع مزاحم برقرارى عدالت مىانديشد و نتايج انديشه هايش
هامش
( 1 ) النساء آيهء 135 .