و هيچ موجودى معدوم نمىگردد » .
اين مسئله بقدرى در نظر گروهى از متفكران بديهى و ضرورى جلوه كرد ، كه بيان لاوازيه را مانند يك فورمول ثابت شدهء علمى تلقى كردند . ما براى توضيح اين مطلب مسائلى را مطرح مىكنيم :
مسئلهء يكم - آيا حق داريم موضوع هيولى و مادهء مطلق و حامل عمومى را طور ديگر مطرح كنيم
آيا فرض هيولى و يا حامل عمومى و يا مادهء مطلق كه حامل صور بينهايت و تموجات پديدهها بوده باشد ، مستند به واقعيت است يا جنبهء روانى دارد شايد طرح مسئله به اين صورت موجب تعجب بعضى از متفكران باشد كه بگويند : لازمهء اين طرح اينست كه پيشتازان فراوانى از پرچمداران فلسفه فريب يك فعاليت ذهنى را خورده و مفهومى ساخته شده در ذهن را واقعيت پنداشتهاند و در نتيجه بشر را در قرون و اعصار طولانى از روبرو شدن با حقيقت صحيح در اين مسئله محروم نمودهاند مىگوئيم : اگر طرح سؤال منطقى باشد و ما بوسيلهء دليل قاطعانه به اين نتيجه برسيم كه آرى ، فرض هيولى ، حامل عمومى و مادهء مطلق جنبهء روانى دارد ، پيشتازان مزبور را بباد دشنام نخواهيم گرفت و در بارهء آنان بدبين هم نخواهيم گشت ، بلكه با تمام تعظيم بمقام والاى آنان در جهانبينى ، به اصرار متفكران ديگرى كه با تقليد از آنان ، ما را از عظمتهاى محصول مغزشان محروم ساختهاند ، تأسف خواهيم خورد . و بدانجهت كه بقول نيلزبوهر : « ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگر » اشتباه آن پيشتازان را يك طرف نهاده ، به خود اين اجازه را خواهيم داد كه مسئله را با طرح جديدترى غير از طرح آنان مورد بررسى قرار بدهيم .
مسئلهء دوم - هيولى ، مادهء مطلق ، حامل عمومى محصول فعاليت ذهنى است
آنچه كه بوسيلهء علوم گوناگون در تحليل موضوعات و پديدههاى عالم طبيعت ، بدست آمده است ، اينست كه ذراتى ( كوانتمهائى ) در حال تبديل به يكديگر