از اين آيهء مبارك هر دو رابطه ( رابطهء خدا با جهان هستى ( 1 ) و رابطهء خدا با انسان ) روشن مىگردد . رابطهء خدا با انسان ، از تشبيه انسان به مصباح ( چراغ ) استفاده مىشود ، به اين معنى كه اين موجود قابل رشد و كمال داراى حقيقتى به نام دل است كه استعداد پذيرش نور الهى را دارا مىباشد . عظمت دل و نيروها و فعاليتهاى بىنهايت آن و روشنايىهاى خيره كننده اى كه در موقع درخشش در دل ، همهء جهان هستى را روشن مىسازد ، چراغ بودن دل را بعنوان كانون نور ربّانى اثبات مىكند .
آوازهء جمالت از جان خود شنيديم
چون باد و آب و آتش در عشق تو دويديم
اندر جمال يوسف گر دستها بريدند
دستى به جان ما بر بنگر چهها بريديم
در منابع معتبر اسلامى نورانى شدن قلب آدمى بوسيلهء انجام وظايف عبوديت بقدرى فراوان است كه احتياجى به تفصيل آنها ديده نمىشود . بعنوان نمونه : به دو روايت بسيار معروفى كه مىگويد : اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللَّه .
( مراعات كنيد درك هشيارانهء مؤمن را ، زيرا او با نور خداوندى مىنگرد ) .
« لا يسعني ارضى و لا سمائى و لكن يسعني قلب عبدى المؤمن » .
( نه زمين و نه آسمان گنجايش مرا ندارد ، ولى قلب بندهء با ايمان من گنجايش مرا دارا است ) . اشاره مىكنيم : مطلب مهمّ ديگرى كه در آيهء نور وجود دارد ، اينست كه در اين آيه ارتباط خدا با هر دو قلمرو انسان و جهان تذكر داده شده است .
رابطهء خدا با انسان
احساس فطرى و دليل عقلى مستند به شناسايى عظمت انسان و همچنين آيات قرآنى و منابع معتبرى از روايات به خوبى اثبات مىكند كه شايستگى انسان به ارتباط با خدا قابل مقايسه با ساير موجودات جهان هستى نيست . احساس فطرى همان است كه در فرهنگ و معارف همهء جوامع از قديمترين دورانها تاكنون ديده مىشود .
هامش
( 1 ) اين رابطه را در ص 74 توضيح دادهايم .