از آن است غفلت مىورزند . در جملهء بعدى مىفرمايد : « كسى كه خدا را روى چيزى توهم كند ، آن چيز را خالى از خدا انگاشته است » .
اگر اين تفكَّرات كودكانه كه خدا در بالاى آسمانها است ، منحصر به اذهان عاميان بوده باشد ، جاى شگفتى نيست . آنچه كه واقعا مورد تعجب و حيرت است اينست كه حتى گاهى اين تفكرات ابتدايى در مغزهاى انديشمندان نيز پيدا مىشود و گمان مىكنند خدا در بالاى جهان هستى قرار گرفته جهان را اداره مىكند اين تصورات ناشى از ساده لوحى و سطحى نگرى در مسائل الهيات است كه متأسفانه گاهى گريبانگير متفكران هم مىباشد .
توضيح اين دو مسئله كه خدا نه در توى چيزى است و نه بالاى چيزى در جملات بعدى امير المؤمنين ( ع ) بيان مىگردد :
30 - مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة ( او با همهء كاينات است بدون پيوستگى با آنها و غير از همهء اشياء است بدون گسيختگى از آنها ) .
1 رابطهء خدا با موجودات
اين مسئله كه رابطهء خدا با موجودات چيست افكار همهء انسانها مخصوصا متفكران را از قديمى ترين دورانهاى معرف الهى و توجهات متافيزيكى تاكنون به خود مشغول داشته است .
اين توجه و اشتغال جدّى از آن جهت بوده است كه انسانها نمىتوانستهاند ، به اين قناعت كنند كه بدانند خدايى وجود دارد كه همهء كائنات و خود آنان را كه جزئى از كائناتند بوجود آورده است و بس . بلكه با نظر به حكم فطرت و آگاهى - هاى ناب عقلى كه مىگويد : حقيقت بوجود آورنده با موجودى كه آن را بوجود آورده است ، بايد رابطه اى داشته باشد ، در صدد كشف اين ارتباط برمىآمدهاند . ما به هيچ وجه نمىتوانيم آنچه را كه در مغز و دل انسانها در بارهء ارتباط عالم هستى با خدا مىگذرد ، درك