تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

مطلب چهارم - حق و باطل در جريان هستى با يكديگر مخلوط مىشوند . اگر نخست حق را با آن معناى گسترده ، و نسبيت و مطلق بودن آن را بررسى و تحقيق كنيم و آن گاه معناى باطل را دقيقا بدانيم ، سپس مسئلهء اختلاط آن دو را كه يك جريان طبيعى است درك كنيم - قاطعانه بودن اين حقيقت را خواهيم فهميد كه همواره كفها با متن واقعيات مخلوط و در مجراى حركت و تحول رونماى آن واقعيات مىگردد و فريبندگىها به كار مىاندازد . گاهى درك اين اختلاط و جدا كردن حق از باطل بقدرى سخت است كه استخراج رگه‌هاى ظريف الماس از انبوه معدن ذغالسنگ . مطلب پنجم - آنچه كه سودمند به حال انسانها است ، در روى زمين پايدار خواهد ماند . در كلاس درس هر فيلسوف و دانشمندى كه در بارهء انسان براى شما بحث خواهد كرد ، حضور داشته باشيد ، و هر كتابى را كه در بارهء طبيعت انسان نوشته‌اند با دقت ورق بزنيد و مطالعه كنيد . چند قرن متمادى با تمام آگاهى در اين دنيا در پيشرفته ترين جوامع از نظر ماده و معنى و يا در ميان عقبمانده ترين ملل و وقيحترين آنها زندگى نماييد . اگر تنها يك اصل واقعى را بپذيريد ، آن اصل عبارت از اين خواهد بود كه عامل اساسى بقاى انسان موضوع منفعت است و هيچ انسانى چه در حال انفراد و چه در حالت اجتماعى طعم زندگى را بدون احساس دريافت منفعت نخواهد چشيد ( 1 ) . بيك معناى بسيار عمومى و تا اندازه اى دقيق ، خواستن ادامهء حيات و كوشش و تقلا براى آن ، از همان اصل منفعت سرچشمه مىگيرد ، چه برسد بمنافع ثانوى و سطوح گوناگون حيات ، زيرا همهء جهانبينىهاى عميق با پذيرش حركت و دگرگونى مستمر در دو قلمرو انسان و جهان ، اين حقيقت را پذيرفته‌اند كه :

هامش
( 1 ) اين اصل هم احتياجى به گفتگو ندارد كه مقصود از منفعت يك معناى بسيار عمومى است كه شامل منفعت مادى و معنوى و فردى و اجتماعى و كنونى و آينده و زودگذر و پايدار مىباشد .