تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
خداوندى در قرآن مجيد به نظر و تفكر در عالم طبيعت گوياترين دليل آن است كه جهان را مىتوان با محاسبهء دقيق مطالعه كرد و با آن آشنا گشت . البته يك مسئلهء ديگرى كه وجود دارد و ما در مباحث آينده به آن اشاره خواهيم كرد ، اينست كه : دارا بودن جهان به چهرهء رياضى ، دليل آن نيست كه سيستم جهان حتى براى خدا هم بسته و غير قابل تصرف است .
عالم چون آب جوست بسته نمايد و ليك مىرود و مىرسد نو نو اين از كجاست
40 - و غرّز غرائزها و الزمها اشباحها ( هر يك از آن حقايق را به طبيعتى معين اختصاص داد و ملزم به تعيّن خود فرمود ) .

تعين و عدم تعين حقايق هستى

اين دو جمله روشن مىسازد كه هر يك از حقايق عالم طبيعت ، داراى موجوديتى خاصّ و تعين يافته ايست كه با آن موجوديت در مجراى تحول و ميدان تكاپو قرار گرفته است . ابهام و تردّد در واقعيت وجود ندارد . آنچه كه عامل ابهام و تردد است چگونگى موضعگيرى ما در مقابل حقايق است . يعنى اين نادانى من و يا نارسايى وسيلهء آزمايش و علم من است كه واقعيت را مبهم و ترديدآميز مىنمايد . امّا خود واقعيت براى خود متعين و غير قابل تردد است . به اين معنا كه « ا » در واقع همان « ا » است و مردد ميان « ا » و « ب » نيست اگر چه به جهت حركت مرز آن دو مشخص نباشد . اين موضعگيرى خاصّ من و يا مختصات وسايل آزمايش من است كه آن را مردد ميان « ا » و « ب » مىنمايد . از اين مطلب به اين نتيجه مىرسيم كه عدم تعين در جريانات واقعيات بنيادين طبيعت كه بعضى از فيزيكدانان امروز مطرح مىكنند ، اگر به معناى عدم تعين در واقعيت باشد ، صحيح نيست ، و اگر به معناى عدم تعيين بوده باشد كه از موضعگيرى خاص آزمايش كننده يا وسيلهء آزمايش ناشى مىگردد ، مطلب كاملا صحيح است . مسائل فراوان و بسيار دقيقى در فيزيك امروزى در بارهء عدم تعين مطرح مىگردد ، ولى همانطور كه در مباحث گذشته گفته‌ايم : اختلاط بازيگرى و تماشاگرى ما در نمايشنامهء بزرگ وجود ، اين بحران معرفتى را پيش آورده است كه مىگويند :