پيوستگى اجتماعى و ارتباطات با طبيعت بر سه نوع تقسيم مىگردند : نوع يكم - پديده هايى كه خود به خود « حق » است ، زيرا متّكى به قانون است ، مانند كوشش براى احتياجات زندگى و آنچه كه براى ارتباطات سودمند آدمى با جهان عينى لازم است .
نوع دوم - پديده هايى كه خود به خود « ضد حق » است ، مانند تعدى بر حقوق انسانها ، بىاعتنايى به هدفهاى معقول زندگى .
نوع سوم - پديده هايى هستند كه با نظر به خود آن پديدهها ، هيچ ضرورت قانونى براى هستى و نيستى آنها وجود ندارد ، لذا هيچگونه تعين و تشخّصى در حق يا ضد بودن ندارند . مانند نگريستن به درختان و ماشينها و مغازهها در موقع عبور از خيابان .
اين سه نوع پديده چنين نيست كه در همهء شرايط و موارد و در همهء حالات چنان متعين و مشخص باشند كه هيچ كس در شناسائى آنها دچار تاريكى و ابهام نگردد . سخنانى كه داراى عاليترين مضامين « حق » است ، گفته مىشود ، ولى ممكن است همان سخنان با چنان مضامينى براى كشنده ترين « ضد حق » ابراز شود . مانند بلند كردن قرآن بر سر نيزهها و فرياد واقرآنا كه رهبران مكتب « ماكياولى » در جنگ صفين انجام دادند . آنان مىگفتند : ما قرآن را حاكم قرار مىدهيم .
در صورتى كه از اين سخن شخصيتى را مىخواستند از بين ببرند كه همان قرآن رهبرى او را تثبيت كرده بود . آنان حتّى به دستورات قرآن كه عرب و عجم و سياه و سفيد و نيرومند و ضعيف را يكى كرده بود ، گوش بدهكارى نداشتند . آرى -
راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
مولوى
دو عامل اساسى همواره موجب مخلوط شدن انواع سه گانه حق و ضد حق و بيطرف به يكديگر ، مىباشد : عامل يكم - پديدههاى موضوعى عينى است . هيچ يك از حقايق و پديده هاى