آب و سبك گفتار و راه رفتن آن عظما را زير نظر گرفته ، و مىكوشيدند كه در همين امور ناچيز و بىنياز از تقليدهم ، از آنان پيروى نمايند . اگر منعكس ساختن عينى آن امور امكان پذير نبود ، حدّاقل بعنوان واقعيات قانونى به آن امور مىنگريستند .
مضمون جملهء پنجم از گفتار « على بن ابي طالب عليه السلام » عاليترين نمونه براى اتّخاذ قانون از زندگى يك انسان است كه مىتوان آن را بدون چون و چرا پذيرفت ، زيرا تفسير و توضيح شخصيت آن بزرگوار حتى بوسيلهء دشمنانش جواب هر چون و چرا را داده است .
مىگويد : « من بمبناى برهان روشن پروردگارم حركت ميكنم . » بلى قطعا چنين است كه مىگويد ، زيرا او است كه در همهء زندگيش حتى يك لحظه هم از ياد خداوندى غافل نيست ، اوست كه آن همه حكمت و مضامين عالى الهى را نه از روى توهمات و تخيلات ، بلكه از اعماق عقل و وجدانش بيان مىكند و چنان كه در مجلد دوم خواهيم ديد حقايقى را كه او در الهيّات مطرح مىكند ، روشنگر آنست كه زندگى او جز در گرايش ربانّى و پروازهاى ملكوتى سپرى نشده و همهء شئون طبيعت و زندگانى طبيعى او و در حال ارتباط با انسانها در پيشگاه الهى صورت گرفته است . چنين شخصيتى تجسّم يافتهء حق و قانون است كه مىتواند ملاك حق و تفكيك آن از باطل بوده باشد . به همين جهت است كه جلال الدين مولوى در بارهء او مىگويد :
تو ترازوى احد خو بوده اى
بل زبانهء هر ترازو بوده اى
6 - سَتَرَنى عَنكُم جِلبابُ الدّينِ و بَصَّرَنيكُم صِدقُ النّيِةِ . اقَمتُ لَكُم عَلى سَنَنِ الحَقِّ فى جَوادِّ المَضَلَّةِ حَيثُ تَلتَقُونَ وَلا دَليلَ وَتَحتَفِرُونَ وَلا تُميهُونَ . اليَومَ انطِقُ لَكُمُ العَجماءَ ذاتَ البَيانِ ، غَرَبَ رَاىُ امرِىٍ تَخَلَّفَ عَنىّ ، ما شَكَكتُ فى حَقّ مُذ اريتُه ( 1 ) . ( اى تبهكاران ، تظاهر شما به پديدههاى دين حقيقت مرا از شما پوشيده و
هامش
( 1 ) ط 60 ج 1 ص 104 .