خنجر و شمشير شد ريحان من
مرگ من شد بزم و نرگسدان من
آنكه او تن را بدينسان پى كند
حرص ميرّى و خلافت كى كند
زان به ظاهر كوشد اندر جاه و حكم
تا اميران را نمايد راه و حكم
تا بيارايد بهر تن جامه اى
تا نويسد او بهر كس نامه اى
تا اميرى را دهد جان دگر
تا دهد نخل خلافت را ثمر ( 1 ) گفت من تخم جفا مىكاشتم
من ترا نوعى دگر پنداشتم
حالا مىبينم :
تو ترازوى احد خو بوده اى
بل زبانهء هر ترازو بوده اى ( 2 ) زين سبب پيغمبر با اجتهاد
نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر كاو را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
كيست مولا آنكه آزادت كند
بند رقيّت ز پايت وا كند
چون به آزادى نبوت هادى است
مؤمنان را ز انبيا آزادى است ( 3 )
تفسير و توضيح ابيات مثنوى را به خود مطالعه كنندهء محترم واگذار مىكنيم .
پنجم - محمد ابو الفضل ابراهيم
- محقق بزرگ كه شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد را مورد تحقيق عالمانه قرار داده است : « در شخصيت پيشوا على بن ابي طالب ( ع ) آن قدر كمالات و عناصر پسنديده و عظمتهاى روحى و نورانيت تكاملى و شرافت عالى توأم با فطرت پاك و نفس محبوب خداوندى جمع شده است كه در هيچ يك از انسانهاى بزرگ ديده نمىشود . » ( 4 )
توضيحى در جمله اى از محمد ابو الفضل ابراهيم
شخصيت علىّ بن ابي طالب ( ع ) در نظر محقّق مزبور جامع همهء امتيازات بزرگ انسانى است . تا حدى كه صراحتا مىتوان گفت : امتياز شخصيت امير المؤمنين
هامش
( 1 ) دفتر اول مثنوى ص 76 .
( 2 ) دفتر اول مثنوى ص 77 .
( 3 ) دفتر ششم مثنوى ص 419 .
( 4 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - مقدمه بقلم محمد ابو الفضل ابراهيم .