يزيد در خانوادهاى تربيت يافته بود كه اسلام را يك نهضت سياسى مىدانست كه براى انتقال قدرت از طايفهاى به طايفه ديگر بهوجود آمده و براى شهروندان خود ارزشى بيش از ارزش « سپاهيان هميشگى فرمانروا » نمىشناخت !
خاندان يزيد ، براى شهروندان ارزشى بيش از منابع ثروت بيتالمال كه اندوختههاى آن متعلق به زمامدار است ، قائل نبودند . چون يزيد در چنين خانوادهاى بزرگ شده بود ، طبيعى است كه بايد راهى را مىپيمود كه بستگان و خاندان او در جاهليت و اسلام پيموده بودند .
او در خانهء پدرى تربيت يافته بود كه اموال مسلمانان كه به زور از آنان غصب شده ، در آن جمع گرديده بود و به دلخواه شخص زمامدار و خواستههاى بستگانش مصرف مىشد . هرگاه ثروت ، ضميمهء جهل و بىمسئوليتى گردد ، نتيجهء آن خوشگذرانى و لااباليگرى است . و بدينگونه يزيد به دائمالخمرى و سگبازى مشهور شده بود و عادات خوشگذرانهاى نادان را در پيش گرفته بود .
هنگامى كه حكومتِ غصب شده به او رسيد ، بر اساس اميال و شهوات ويژه خويش حكومت را اداره كرد و دوستان ، كنيزان ، نوكران ، نديمان و مطربانش ، اموال مردم را غارت كردند . يزيد به سگهاى شكارى فراوانش ، دستبندهاى طلا و خلخالهاى نقره مىزد و لباسهاى گرانقيمت ابريشم سفيد به آنها مىپوشانيد و در همان وقت تازيانهء عمالش ، پشت مستمندان را براى اخذ ماليات و جزيه مىسوزاند .
سه سال و شش ماه زمامدارى يزيد انباشته از جناياتى براساس سياست اموى بود و تنها كار او شهوترانيهاى حرام بود .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1596
مساهمون: جورج جرداق
ص١٥٩٦