بخواست . به پيامبر و سخنى كه مىگويد گوش كن . او گفت : مولا و سرور شما كيست ؟ بدون هيچگونه عنادى ، گفتند : خداى تو مولاى ما و توئى پيامبر ما ، و ما در هيچ سفارش و دستورى نافرمانى تو را نكنيم . آنگاه به على گفت : برخيز اى على كه من تو را به رهبرى و راهنمايى مردم برگزيدم ، و درواقع هركس را كه من ولى و مولا باشم ، على مولا و سرور اوست ، و شما نيز بهراستى يار و ياور او باشيد . « 1 »
« ابوتمام طائى » يكى ديگر از شاعرانى است كه دربارهء اين روز شعر سروده است و « كميت اسدى » نيز در « قصيدهء عينيّة » ، روز غدير خم را توصيف و تعريف كرده كه در آن مىگويد : از روزهاى بزرگ ، روز غديرخم است كه اگر آن را مىپذيرفتند ، در آن ولايت آشكار گرديد ، و من هيچ روزى را مثل اين روز ، و هيچ حقى را چنين پايمال نديدم . « 2 »
و « ابن خالويه » از « ابوسعيد خدرى » در كتاب الآل خود چنين نقل مىكند : « پيامبر خدا به علىبن ابيطالب فرمود : دوستى تو ايمان و دشمنى تو نفاق و دورويى است . و اول كسى كه وارد بهشت مىشود دوستدار تو و نخستين كسى كه داخل دوزخ گردد دشمن توست » .
راويان و محدثين در اين اختلافى نكردهاند كه بسيار ديده شد كه پيامبر در حالى كه به على مىنگريست ، مىگفت : « اين ، برادر من است » .
هامش
( 1 )يناديهم يومالغدير نبيهم * بخم ، واسمع بالنبى مناديا
و قال : فمن مولاكم ، و وليكم ؟ * فقالوا ، و لم يبدوا هناك التعاديا
الهك مولانا و انت نبينا ، * و مالك منا بالوصاية عاصيا
فقال له : قم : يا على ، فاننى * رضيتك من بعدى اماماً و هاديا
فمن كنت مولاه ، فهذا وليه * فكونوا له انصار صدق ، مواليا( 2 )و يوم الدوح ، دوح غدير خم * ابان له الولاية لواطيعا
و لم ار مثل ذاك اليوم ، يوماً * و لم ار مثله حقاً اضيعا