گفت : مرا از اينجا ببريد و آنان سعد را به خانهاش بردند .
ابو بكر جوهرى در كتاب سقيفهء خود آورده است :
عمر ، در روز سقيفهء بنى ساعده ، همان روزى كه با ابو بكر بيعت كرد ، كمر خود را بسته بود و پيشاپيش ابو بكر مىدويد و فرياد مىزد : توجه ! توجه ! مردم با ابو بكر بيعت كردند « 1 » .
به اين ترتيب ، آن دستهاى كه از سقيفه همراه ابو بكر بودند ، به هركس كه مىرسيدند او را مىكشيدند و مىآوردند و بيعت مىگرفتند .
در تاريخ طبرى ، در ادامه ، آمده است :
افراد قبيلهء اسلم ، در روز سقيفهء بنى ساعده ، همگى براى خريد خواروبار به مدينه آمده بودند . ازدحام ايشان در شهر به حدّى بود كه عبور و مرور در كوچههاى آن به سختى صورت مىگرفت .
عمر دراينباره چنين گفت : « ما ايقنت بالنّصر حتّى جاءت اسلم فملات سكك المدينة » .
يعنى : من به پيروزى يقين نداشتم تا قبيلهء اسلم آمدند و كوچههاى مدينه را پر كردند « 2 » .
ط - نقش قبيلهء اسلم در بيعت با ابو بكر :
اين داستان را شيخ مفيد در كتاب جمل چنين آورده است :
در آن زمان ، صحرانشينان عرب براى خريد خواروبار ، به صورت قبيلهاى ، به شهر مىآمدند ؛ چون صحرا ناامن بود و اگر تعداد كمى از آنان
هامش
( 1 ) . به نقل از شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 133 .
( 2 ) . تاريخ طبرى 1 / 1843 ، چاپ اروپا .