را در راه آزادى و استقلال ، مرهون مبشران مسيحى غربى مىدانند . »
البته ما نيز مىدانيم كه پيشوايانى نظير « چومبه » مقام خود را مرهون فعاليتهاى مبشران مسيحى مىدانند ، ولى بايد توجه داشت كه ملت گرسنه و برهنهء كنگو در هر استان و ايالتى نخست با مبشران مسيحى مىجنگند و آنها را از پاى در مىآورند ، در صورتى كه اگر پدران روحانى واقعاً براى آنها خدمتى كرده بودند ، وضع آنها اينچنين نمىشد ! .
طبق شواهدى كه نويسنده در كتاب دو مذهب از دهها كتاب معتبر تاريخى نقل كرده است ، مبشران مسيحيت در كشورهاى آسيايى و آفريقايى ، پيشقراولان استعمار بودهاند و اين حقيقتى است كه نهرو ( نخستوزير فقيد هند ) دربارهء آن چنين مىنويسد : « ابتدا مبلّغان مذهبى و به دنبال آن كشتىهاى جنگى مىآيند و بعد هم تصرف اراضى شروع مىشود . » « 1 » اگر آقاى آذرى كتب تاريخ را بيشتر مطالعه مىكردند و حوادث عصر ما و تاريخ نهضتهاى ملى و ضداستعمارى ملل آسيا و آفريقا را بيشتر مورد بررسى قرار مىدادند ، مسلّماً در اين باره عقيدهء ديگرى داشتند . آخرين خبرى كه ما مىتوانيم براى آقاى آذرى نقل كنيم ، مربوط به همين يكماه پيش است . روزنامهء كيهان در شمارهء مورخ 19 آذر 43 تحت عنوان « كشتار استانلى ويل ، بهانهاى براى دستيابى به گنجهاى كنگو بود و بلژيكىها از اين همه تبهكارى سرگيجه گرفتند . » مقالهاى از روزنامهء ابزرور لندن ترجمه و نقل كرده كه در آن دربارهء ميسيونهاى مسيحى در كنگو چنين مىنويسد :
شايد بعضىها تصور كنند كه دستههاى مذهبى و ميسيونرهاى مسيحى مردم بىآزارى بوده و كارى به كنگويىها نداشتند ، ولى من خود ناظر بودم كه همهء افراد
هامش
( 1 ) . نهرو ، نگاهى به تاريخ جهان ، ج اول ، ص 945 .