تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

باب چهارم فضايل آن حضرت و زيارت آن بزرگوار و فضيلت ذكر مصائب

1 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حسين از من است و من از حسينم خداوند دوست مىدارد كسى كه حسين را دوست بدارد . حسين عليه السّلام نواده‌ايست از نوادگان من . 2 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حسن و حسين دو گوشواره عرش خدايند ، همانا بهشت به خداى متعال گفت : خدايا مرا جايگاه بيچارگان و بينوايان قرار دادى خداوند فرمود : آيا راضى نيستى كه من اركان هستى تو را بوجود حسن و حسين زينت داده‌ام . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن وقت بهشت مانند عروسى به خود باليد . 3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : روزى حسنين در برابر پيامبر با يكديگر كشتى مىگرفتند رسول خدا امام حسن را تشويق مىكرد و مىگفت الان حسين را بگير و به زمين بزن ، فاطمه عليها السّلام كه در آنجا بود به پيامبر گفت : امام حسن كه بزرگتر است را تشويق مىكنى ؟ رسول خدا فرمود : من تنها نيستم جبرئيل هم حضور دارد و داشت امام حسين را تشويق مىكرد و مىگفت : حسين ، حسن را بگير . 4 - ابراهيم رافعى از جدش روايت كرده سالى كه به حج خانه خدا رفتم آن سال توفيق هم‌صحبتى با حسنين عليهما السّلام نصيبم شد ما در حالى كه پياده مىرفتيم هر سواره‌اى كه مىرسيد براى احترامشان از مركب پائين مىآمد و همراه امام حسن و حسين عليهما السّلام پياده حركت مىكرد تا بالاخره اين گونه پياده روى براى بعضى از مسافران خسته‌كننده شد بعضى از آنها پيش سعد وقاص آمدند گفتند وقتى كه اين دو سيد عالى مقام پياده حركت مىكنند ما به خاطر احترام نمىتوانيم سواره باشيم به ما بگو كه چه كار كنيم سعد وقاص به امام حسن عليه السّلام جريان را شرح داد و گفت كه اگر شما هم به اسب سوار شويد مسافران خسته را از آزار خستگى نجات ميدهيد . امام حسن عليه السّلام فرمود : ما سوار نمىشويم چون ما متعهد شده‌ايم اين سفر را با پاى پياده برويم و حالا كه عده‌اى از سواره‌ها خسته شده‌اند ، ما مراعات حال آنها را مىكنيم و از بيراهه حركت مىكنيم . 5 - ام الفضل دختر حارث روزى خدمت پيامبر رفت عرض كرد : ديشب خواب وحشتناكى ديدم پيامبر فرمود : خوابت را بگو عرض كرد : خواب عجيبى است كه از گفتن آن خوددارى مىكنم بازهم پيامبر گفت : خوابت را بگو ، عرض كرد : در خواب ديدم مثل اينكه قطعه‌اى از بدن شما جدا شد و در