رختخواب تغوّط كند .
اوراق بعد هم همه در شيخ و مريد است .
در صفحه هفدهم نغمه در طنبور افزوده ، عشره مبشره را هم از خواص اولياء شمرده كه از ايشانند ، ابوبكر و عمر و طلحه و زبير ، كه معلوم است كه با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) چگونه سلوك كردند ، در بيان آنكه ما سوى اللّه همه آكل ومأكولند ، مثلاً : اگر مرغى دانه را مىخورد گربه او را مىخورد ، تو اگر مىخواهى مأكول نشوى با كسى باش كه او حافظ است يا با كسى كه اين حفظ را يافت ، مىگويد :
چون كه دست خود به دست او دهى * پس ز دست آكلان بيرون جهى
دست تو از اهل آن بيعت شود * كه يداللّه فوق ايديهم بود
چونكه دادى دست خود در دست پير * پير حكمت كو حكيم است وخبير
كو نبى وقت خويش است اى مريد * زانكه از نور نبى آمد پديد
در حديبيه شدى حاضر بدين * و آن صحابه بيعتى را هم قرين
پس زده يار مبشر آمدى * همچو زرّ ده دهى خالص شدى ( 1 )
در صفحه بعد مناجات مىكند ، مىگويد :
اى كه جان خيره را رهبر كنى * ويكه بيره را تو پيغمبر كنى ( 2 )
اين اشاره است به آيه :
و وجدك ضالاًّ فهدى . ( 3 )
پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) [ را ] گمراه ناميد . و اين معنى است كه سنيان مىكنند ، مثل باقى تفسيرها كه مىكنند .
[ اما ] امامية و بسيارى از عامه هم اين معنى را نكردهاند ، يك معنى آن اين است كه : خداوند يافت تو را گمنام ما بين قوم خود ، پس راهنمايى كرد ايشان را به تو ، تا
هامش
1 - مثنوى ، دفتر پنجم ، 739 ، با اختلاف در بعض كلمات . .
2 - مثنوى ، دفتر پنجم ، 784 .
3 - سوره ضحى ، آيه 7 .