تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
بلى كسى كه محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و آل محمّد ( عليهم السلام ) را كشتى نجات نمىداند ، اينها را مىنويسد ، مشايخى را كه تو ايشان را صاحب كرامات مىگويى مثل شيخ عبداللّه مغربى كه در صفحه بعد ذكر شده معلوم نيست چه ملّت دارند ، اگر در زمره مسلمين باشند از سنيانند ، چون علماء اماميّه [ اسامى ] علماء و اولياء و اكابر شيعه را كه از زمان حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده‌اند تا به حال همه را در كتب رجال و فهرستها ضبط كرده‌اند ، اثرى از بايزيد و ابراهيم ادهم و امثال اينها نيست ، كراماتى را كه نسبت به اينها مىدهند در اول اين كلمات اشاره به مأخذ اينها شده [ است ] . بارى بقيه جلد چهارم هم بعضى قصص و حكاياتى است كه موافق تواريخ و اخبار عامّه است ، يا چيزى است كه ضرر و نفعى براى كسى ندارد ، اين مطالب بر همه كس معلوم است ، عمل ضرور است و اللّه الهادى .

[ بررسى جلد پنجم مثنوى ]

در ديباچه مجلد پنجم مىگويد : در بيان آنكه شريعت همچون شمعى است كه راه مىنمايد بىآنكه شمعى به دست آرى راه رفته نشود و چون در راه آمدى اين رفتن تو طريقت است و چون به مقصود رسيدى آن حقيقت است جهت آنكه فرموده‌اند : لو ظهرت الحقائق بطلت الشرايع همچنانكه مسى زر شود يا خود از اصل زر بود ، او را نه به علم كيميا حاجت است كه آن شريعت بود و نه خود را در كيميا ماليدن كه آن طريقت است ، چنان كه گفته‌اند : طلب الدليل بعد الوصول قبيح . . . بارى چنان كه مىبينى نظرش به مذهب صوفيه كه مىگويند : بعد الوصول عبادات قبيح است ، و نماز نمىكنند و استنجاء هم نمىكنند ، و انّي أنا اللّه مىگويند ، و ليس فى جبّتى سوى اللّه مىگويند ، و سبحان ما أعظم شأني [ مىگويند ] .