هيچ كس با اين جرأت و صلابت نمىتواند اين گونه حكايتهاى دروغ را به نظم درآورد ، كه خواننده را به حيرت وادارد ، و بعضى مردم را مبهوتوار به طرف آيين تصوّف و شيوخ آن بكشاند .
و امّا علماء و دانشمندان مخالف مثنوى
ما در اين باب نيز در صدد استقصاء آنها نيستم ، و شايد قابل استقصاء نباشد ، بنابراين به عنوان نمونه افرادى را ذكر مىكنيم .
از جمله آنها علاّمه بزرگ مرحوم ملاّ محمّد باقر مجلسى عليه الرحمة است ، كه در اواخر كتاب « عين الحياة » فارسى كلماتى در ردّ صوفيه دارد ، تا آنجا كه مىفرمايد : در هيچ صفحهاى از صفحات مثنوى نيست كه اشاره به جبر ، يا وحدت وجود ، يا سقوط عبادات يا غير اينها از اعتقادات فاسده نكرده باشد . ( 1 )
و از جمله آنان ملامحمّد طاهر ، شيخ الاسلام قم در زمان شاه سليمان صفوىاست كه كتابى به نام « تحفة الاخيار » نوشته و در آن ايراداتى بر مثنوى دارد .
يكى ديگر از علماء بزرگ مخالف مثنوى مرحوم علاّمه ذوفنون مرحوم آقا محمّد على بهبهانى فرزند استادِ اكبر وحيد بهبهانى است كه كتاب خيراتيه را نوشته است .
و از علماء گمنام صاحب رساله ( 2 ) مرحوم حاج ميرزا على اكبر مصلاّيى يزدى است ، كه شرح احوال او و رساله اش خواهد آمد انشاءاللّه .
ايشان در اوّل رساله نوشته است : كتاب مثنوى كتاب سنّى متعصّب اشعرى حشوى صوفى اتّحادى يا حلولى است ، و يك حديث از طريق شيعه و اهل بيت در آن نيست ، بلكه همه اخبارش از عامّه است به ادّعاء آنكه حديث نبوى است ، و در
هامش
1 - عين الحياة چاپ قديم قطع رحلى ، صفحه 271 ، مصباح چهارم در مذمّت صوفيه .
2 - اين رساله مخطوط است و نويسنده يكى از علماء زمان ناصرالدين شاه است .