گريه كن نمايد پس براى اوست بهشت . » ( 1 )
مصداق اين نوع شعرا ، شاعران بزرگ و مدّاحان و مرثيه سرايان اهل بيت ( عليهم السلام ) همچون كميت اسدى و سيّد اسماعيل حميرى و ساير شعرا از زمان ائمه تا به حال اعمّ از عرب و فارس همچون محتشم كاشانى هستند ، كه ياد و خاطره مقامات و فداكاريها و تاريخ سراسر افتخار معصومان را زنده نگه داشتهاند .
امّا در مقابل ، شما به مثنوى مراجعه كنيد جاى مدح و رثاى اهل بيت را كه خالى خواهيد ديد ، علاوه بر آن گزارشات مفصل و مشروحى درباره افراد معلوم الحال و يا مجهول از به اصطلاح مشايخ خواهيد ديد . قضاوت با خود شما است .
به عنوان مثال قصّه « دقوقى » و يا قصّه او درباره درويش مجهولى كه گفته ، تا سخن بدانجا كشانده كه گفته :
ماهيان بى حد از درياى ژرف * در دهان هر يكى درّى شگرف ( 2 )
و درباره ابراهيم ادهم آن قصّه باورنكردنى را كه جز در حال غيرطبيعى ممكن نيست سروده باشد ، كه گفته :
هم ز ابراهيم ادهم آمدست * كو ز راهى بر لب دريا نشست
كه داستان پشت پا زدن او را به ملك و سلطنت دنيا بيان مىكند ، سپس اعجازى براى او بيان نموده ، تا آنجا كه مىسرايد :
صد هزاران ماهى اللهييى * سوزن زر بر لب هر ماهيى
سر برآوردند از درياى حق * كه بگير اى شيخ سوزنهاى حق ( 3 )
راستى هر كس گفته ، به درستى گفته : كه مثنوى اشعر شعراى جهان است ، زيرا
هامش
1 - متأسفانه به خاطر بيگانگى مولوى از مكتب و مرام اهل بيت ( عليهم السلام ) ، نه تنها از فيض مرثيه سرايى براى خاندان پيامبر محروم مانده ، بلكه به خاطر شيفتگى بىاندازه نسبت به شمس تبريزى و به پيروى از وى ( كه در مقالات عزادارى اهل بيت را مسخره مىكند ) نسبت به آن معترض هم بوده است .
2 - به نقل از خيراتيه 2 / 118 .
3 - مثنوى : دفتر دوّم ، 3210 تا 3225 .