هرزه سرايى در مثنوى
قبل از شروع در نقل هرزه سرايىهاى مثنوى و نقد آن لازم مىدانم اين نكته را متذكر شوم كه تفوّه به امثال اين مطالب منافات با ادب و عفّت كلام دارد ، ولى چون مقصد مهمترىدربين است و آن تنبّه افرادى است كه شمّهاى از اشعار مثنوى را شنيده و يا خواندهاند ، و ممكن است فريفته آن شوند ، به اين جهت به بعضى از اين اشعار اشاره مىشود و قبلاً از خوانندگان محترم معذرت مىخواهم .
اينك نمونههايى از هرزه سرايى مثنوى :
هست ايمان شما زرق و مجاز * راهزن همچونك آن بانگ نماز ( 1 )
ليك از ايمان و صدق بايزيد * چند حسرت بر دل و جانم رسيد
همچو آن زن كو جماع خر بديد * گفت آوه زان خر فحل فريد
گر جماع اين است كايد از خران * در كس ما مىريند اين شوهران ( 2 )
هامش
1 - در باب سقوط عبادات اشاره به اين بيت گذشت .
2 - مثنوى : دفتر پنجم ، 3390 . سخنان و تعبيرهاى زننده و نامناسب مولوى منحصر به اشعار او نيست ، بلكه وى در محاورات و مباحثات معمولى نيز از اين گونه سخنان و حتى گاهى فحش ناموسى خوددارى نمىكرده است .
افلاكى مريد مولوى و نويسنده مناقب العارفين كه همواره مىكوشد مناقب و فضائل گوناگون ، هرچند دروغين و بىاساس براى مراد خود ذكر كند در اين مورد مىنويسد : مولانا چون از كسى رنجيدى و مكابره او از حد شدى ، غر خواهر گفتى . ( از معنى كردن اين لغت عذر مىخواهم همين مقدار اشاره مىشود كه فحش ناموسى است . ) ( مناقب العارفين ج 1 ، ص 152 به نقل تعليقات مقالات شمس ، ص 286 . )