و در نهج البلاغه است كه على ( عليه السلام ) به حارث همدانى نوشت :
و لا تحدّث الناس بكل ما سمعت فكفى بذلك كذباً . ( 1 )
« هر چه شنيدى براى مردم بازگو مكن كه اگر چنين كنى اين براى دروغگو بودن تو كافى است . »
آيا مثنوى نشنيده است كه رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود :
ستكثر بعدى القالة ، فمن كذب علىّ متعمدّاً فليتبّوء مقعده من النار . ( 2 )
« بعد از من گويندهها زياد مىشوند ، پس هر كس بر من عمداً دروغ ببندد جايگاه خويش را از آتش قرار داده است . »
و در تفسير آيه شريفه والشعراء يتعبهم الغاوون ( 3 ) وارد شده است كه امام فرمود : يعنى قصه خوانان .
و مرحوم شيخ صدوق در كتاب اعتقادات روايت كرده كه از حضرت صادق ( عليه السلام ) پرسيدند از قصّه گويان كه آيا گوش دادن به ايشان جايز است ؟ حضرت فرمود : حلال نيست ( 4 ) و خداوند در قرآن فرموده است :
سمّاعون للكذب سمّاعون لقوم آخرين . ( 5 )
اين بود سرگذشت ما با مثنوى در قصّه داود و مسجد الاقصى ، استغفراللّه
من جميع ما كره اللّه و اتوب اليه ، قضاوت را به عهده خوانندگان
مى گذارم . سعدى گويد :
هامش
1 - نهج البلاغه صبحى الصالح ، 459 ، نامه 69 .
2 - سفينة البحار 2 / 474 .
3 - سوره شعراء ، آيه 224 .
4 - اعتقادات صدوق ، 84 .
5 - سوره مائده ، آيه 41 . يعنى : شنوندگانند دروغ را ، شنوندگانند گروهى ديگر را كه نزد تو نيامدهاند .