تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و در نهج البلاغه است كه على ( عليه السلام ) به حارث همدانى نوشت : و لا تحدّث الناس بكل ما سمعت فكفى بذلك كذباً . ( 1 ) « هر چه شنيدى براى مردم بازگو مكن كه اگر چنين كنى اين براى دروغگو بودن تو كافى است . » آيا مثنوى نشنيده است كه رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود : ستكثر بعدى القالة ، فمن كذب علىّ متعمدّاً فليتبّوء مقعده من النار . ( 2 ) « بعد از من گوينده‌ها زياد مىشوند ، پس هر كس بر من عمداً دروغ ببندد جايگاه خويش را از آتش قرار داده است . » و در تفسير آيه شريفه والشعراء يتعبهم الغاوون ( 3 ) وارد شده است كه امام فرمود : يعنى قصه خوانان . و مرحوم شيخ صدوق در كتاب اعتقادات روايت كرده كه از حضرت صادق ( عليه السلام ) پرسيدند از قصّه گويان كه آيا گوش دادن به ايشان جايز است ؟ حضرت فرمود : حلال نيست ( 4 ) و خداوند در قرآن فرموده است : سمّاعون للكذب سمّاعون لقوم آخرين . ( 5 ) اين بود سرگذشت ما با مثنوى در قصّه داود و مسجد الاقصى ، استغفراللّه من جميع ما كره اللّه و اتوب اليه ، قضاوت را به عهده خوانندگان مى گذارم . سعدى گويد :
هامش
1 - نهج البلاغه صبحى الصالح ، 459 ، نامه 69 . 2 - سفينة البحار 2 / 474 . 3 - سوره شعراء ، آيه 224 . 4 - اعتقادات صدوق ، 84 . 5 - سوره مائده ، آيه 41 . يعنى : شنوندگانند دروغ را ، شنوندگانند گروهى ديگر را كه نزد تو نيامده‌اند .