يا داود إنّا جعلناك خليفةً فى الأرض فاحكم بين الناس بالحق . ( 1 )
« اى داود ما ترا خليفه خويش در زمين قرار داديم ، پس در بين مردم به حق حكم كن . »
. . . و اذكر عبدنا داود ذى الأيد . . . ( 2 )
« به ياد آورد بنده صاحب قدرت ما داود را » كه مفسرين اين قدرت را به قوّت در عبادت تفسير كردهاند و گفتهاند : نصف شب را بيدار بود ، و يك روز را روزه مىداشت و يك روز افطار مىكرد . ( 3 )
بهر حال خداوند در حضرت داود جمع كرده بود ملك ، قضاوت ، علم ، حكمت و شكر و نعم ديگر را ، اينها كه دانستى اكنون نوبت نقد شعر مثنوى است .
« گفت بىجرمى ؟ تو خونها كردهاى »
اوّلاً دانستى كه اين از اسرائيليات است ، و تنها متكى بر روايت حلية الاولياء است كه ضعف سند آن معلوم شد ، و كلام مجمع البيان را كه خلاف آن بود آورديم . ثانياً اثبات جرم براى پيامبرى مثل حضرت داود ( عليه السلام ) خلاف اصول اعتقادات مسلمانان است . اگر كسى تنها يك نفر را به ناحق بكشد گناه او نابخشودنى است ، چه رسد به آنچه مثنوى بافته و گفته است :
گفت بىجرمى ؟ تو خونها كردهاى * خون مظلومان به گردن بردهاى
به راستى خجالت آور است از مسلمانى كه اين را بگويد يا بشنود ، يا بازگو كند ،
هامش
1 - سوره « ص » ، آيه 26 . علاّمه فاضل معاصر مرحوم حاج ميرزا خليل كمرهاى در كتاب تحويل قبله صفحه 69 مىنويسد : در محوّطه حرم بناى كوچكى است كه قبّة السلسلة يا بيت العدل داود ناميده مىشود .
2 - سوره « ص » ، آيه 17 .
3 - مجمع البيان 4 / 469 . و از بستان السياحة شيروانى كه از مريدان سرسخت مثنوى است نقل شده كه محراب عبادت حضرت داود ( عليه السلام ) در مسجدالاقصى بوده است .