صادق ( عليه السلام ) نوشت ، و امام ( عليه السلام ) در جواب ايشان مطالب مفصّلى نوشت كه قسمتى از ترجمه آن چنين است : از افرادى در نامه خود ياد كردهاى كه روش و منش آنها را پسنديدهاى ، و به تو گفتهاند كه آنها معتقدند كه دين همانا شناخت رجال است ، وقتى آنان را شناختى هرچه خواستى انجام بده ، سپس حضرت موارد موجود در نامه را يك يك بيان مىكنند ، و در جواب مىفرمايد : بدان كه هر كس اين صفات را داشته باشد كه تو نوشتى پس او نزد من مشرك به خداوند است و شكى در شرك او نيست ، و بدان كه اين كلام كسانى است كه چيزى شنيده ولى معناى آن را نفهميدهاند ، و از اهل آن نيز سئوال نكردهاند . ( 1 )
و در كتاب وسائل الشيعه نيز حديثى با سند بسيار معتبر از امام صادق ( عليه السلام ) نقل كرده است كه شخصى از امام صادق ( عليه السلام ) سئوال كرد كه : حديثى از پدر شما حضرت باقر ( عليه السلام ) نقل مىكنند كه مضمون آن چنين است :
اِذا عرفت فاعمل ماشئت . . . فقال ( عليه السلام ) : لعنهم اللّه ، إنّما قال ابي ( عليه السلام ) إذا عرفت الحق فاعمل ماشئت من خير يُقبل منك . ( 2 )
« يعنى هر وقت شناختى پس هر كار خواهى بكن . . . حضرت فرمود : خدا لعنت كند آنان را ، همانا پدرم گفته است : وقتى حق را شناختى هر كار خير كه خواهى انجام ده كه از تو پذيرفته است . »
بهرحال حاصل دستاورد مكتب مثنوى عشق است و بس و نه تنها فقهايى را كه خود پيرو آنان است به هيچ انگاشته و گفته است :
آن طرف كه عشق مىافزود درد * بوحنيفه و شافعى درسى نكرد ( 3 )
هامش
1 - بصائر الدرجات ، 527 و جامع الشتات چاپ قديم 799 .
2 - وسائل الشيعه ، 1 / 88 ، حديث 290 .
3 - مثنوى : دفتر سوّم ، 3878 .