مقامات صوفيّه در اشعار مثنوى
يكى از مقاماتى كه مثنوى به آن اشاره دارد ، مقام قطبيّت است . به عنوان نمونه مىگويد :
قطب ( 1 ) آن باشد كه گرد خود تند * گردش افلاك گرد وى بود ( 2 )
و در جاى ديگر مىگويد :
قطب شير و صيد كردن كار او * باقيان اين خلق باقى خوار او ( 3 )
دنباله اين شعر را تا آخر بخوانيد .
و درباره شيخ گويد :
آفتاب نيّر ايمان شيخ * گر نمايد رخ ز شرق جان شيخ
جمله پستى گنج گيرد تا ثرى * جمله بالا خضر گيرد اخضرى ( 4 )
مراد او از شيخ امثال شيخ عبداللّه مغربى ، شيخ خضر ، و شيخ دقوقى و امثال آنان است كه از آنها نام برده است ، براى اطلاع بيشتر به فهرست اعلام مثنوى و قصّههاى آن مراجعه فرماييد . مثنوى مانند همه صوفيه از پير نيز ياد كرده و مىگويد :
من نجويم زين سپس راه اثير ( 5 ) * پير جويم پير جويم پير پير ( 6 )
و نيز مىگويد :
هامش
1 - بعضى اوّل الاقطاب را عمرو بن عثمان مكى متوفاى 297 مىدانند . فرهنگ فرق 230 ، و در كشف الغطاء از ابن حجر نقل كرده كه قطب بايد از اهل بيت باشد .
2 - مثنوى دفتر پنجم 3345 .
3 - مثنوى دفتر پنجم 2340 .
4 - مثنوى دفتر پنجم 3405 .
5 - اثير به اصطلاح فلاسفه و اهل هيئت قديم فلك نهم است ، معناى ديگرى هم دارد . و اين شعر اشاره به ذم فلسفه و مدح پير و تصوّف دارد .
6 - مثنوى دفتر ششم ، 3124 .